هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

126

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

اين كار ميان آنان رواج داشت . زن رومى از اين شيوه رنج مىبرد تا آنكه ژوستينين به امپراطورى رسيد و قوانينى وضع كرد كه از چند همسرى بازمىداشت ، ولى بيشتر روميان به آن قوانين اعتنا نمىكردند . مردم ، حتى فرمانروايان ، هوس جنسى خود را با چند همسرى پاسخ مىگفتند و علماى دين اين مطلب را ساده مىگرفتند . با هر كه مىخواست بيش از يك زن بگيرد مدارا مىكردند و به او اجازه مىدادند . اين شيوه در ميان روميان تا روزگارى دراز پس از ظهور اسلام ادامه داشت . ( 1 ) اما در نزد يهوديان ، زن مانند خدمتكار بود و پدر مىتوانست دختر كوچك خود را به بهائى كه با مشترى توافق مىنمود بفروشد . دختر از مال پدر ارث نمىبرد مگر آنكه وى هيچ فرزند مذكرى از خود بجاى نگذاشته باشد . وى افزوده است : تاريخ روزگار باستان تصريح مىكند كه مشركان پيش از اسلام بىهيچ محدوديت يا قانونى زنان متعدد مىگرفتند . يك مرد گاهى با بيست يا سى زن ازدواج مىنمود و اين رسم همچنان تا ظهور اسلام در ميان عرب باقى بود . ( 2 ) استاد ابرشى مىگويد : بنى اسرائيل چند همسرى را روا مىشمردند و پيش از روزگار موسى ( ع ) در ميان آنان رواج داشت . چون موسى به سوى آنان فرستاده شد به اين رسم ادامه دادند . موسى خود بيش از يك زن گرفت . همچنانكه داود پيامبر با شمار بسيارى از زنان ازدواج نمود . وى ادامه مىدهد تلمود كتاب تشريعى يهوديان چند همسرى را مخصوص كسانى قرار داد كه توانائى پرداخت گشاده دستانهء هزينهء همسرانشان را داشته باشند . دانشمندان يهود تصريح نمودند كه مرد با بيش از چهار زن ازدواج نمىكند ، در حالى كه فرقه‌اى از يهوديان كه به طايفهء « قرائين » مشهور بودند محدود بودن شمار همسران را شرعى نمىدانستند . زيرا دين بنى اسرائيل براى مرد روا مىشمرد كه بىحد و اندازه با شمار زيادى از زنان ازدواج كند . دين ايرانيان باستان به كسانى كه با بيش از يك زن ازدواج مىكردند و كسانى كه شمار بسيارى زن داشتند جايزهء تشويقى مىداد . وى