هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
119
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
قرار داده و بيش از هر كس زيبائى و خصوصيات وى را كه دختر عمهء او بود مىشناسد و خود اين شوهر را برايش برگزيده - با آنكه خود دختر و برادرش عبد الله او را نمىپسنديدند ، و اگر خدا آنچنان كه در آيه زير آمده است : « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ » ( احزاب / 36 ) ( مرد و زن با ايمان را نرسد كه چون خدا و پيامبرش حكمى نمودند ، در كارشان براى خويش اختيارى داشته باشند ) آنان را نمىترسانيد و از مخالفت با پيامبر بر حذر نمىداشت براى اين ازدواج پاى پيش نمىنهادند ( 1 ) و در اين هنگام بود كه خواست پيامبر را گردن نهاده و با آن مرد شايسته كه بر همهء مردم جز على و جعفر بن أبي طالب در اسلام آوردن پيشى گرفته بود ازدواج نمود - و پس از ازدواجش نيز در بيشتر اوقات از پيامبر دور نبوده و جز به آن حد كه خداوند سبحان حرام نموده بود خود را از او نمىپوشانيد ، پيامبر او را مىديده و او نيز پيامبر را مىديد . حال چگونه عقل مىپذيرد كه پس از اين همه ، ناگاه پيامبر دلباختهء او شود به انسان ديگرى بدل شود كه هوسها بر او فرمان برانند ؟ همان هوسهائى كه پيش از پيامبرى و روزهاى نوجوانى و جوانى كه سختترين دورهها و خطرناكترين آنها براى بيشترين انسانهاست بر او فرمان نراندهاند . آن هم هنگامى كه شوهرش او را طلاق گفته و پيامبر نيز پنج زن دارد كه عايشه كه پانزده سال دارد نيز در ميان ايشان است . ( 2 ) نخستين زنى كه پيامبر پس از وفات خديجه با وى ازدواج نمود سوده دختر زمعه ارملة السكران بن عمرو بن عبد الشمس بود . هيچيك از راويان دربارهء زيبائى توانگرى و موقعيت اجتماعى وى چيزى كه پيامبر را به اميد آن به ازدواج با وى برانگيخته باشد نگفتهاند . بلكه انگيزهء اين ازدواج ، نياز طبيعى مرد به همسر بود . در آن زمان وى كه از زنان پيشگام در اسلام آوردن بود به خاطر آزار مشركان همچون ديگر مسلمانان با همسرش به حبشه هجرت نمودند . شوهر وى در آنجا درگذشت و او راهى