مرتضى مطهرى

76

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

را بترسد يعنى هيبت مقام پروردگار او را بگيرد ، و تعبير « مقام » آمده است ، « مقام » يعنى مرتبه ، عظمت : خدا را در مقام الوهيّت بشناسد ، عظمت الهى را در مقام خود درك كند . آنوقت آن خوف ، خوف از عقاب خدا نيست ، عظمت الهى است ، كه اميرالمؤمنين فرمود : « عَظُمَ الْخالِقُ فى انْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دونَهُ فى اعْيُنِهِمْ » « 1 » عظمت الهى در چشمشان جلوه كرده است ، ديگر ماسواى حق هر چه هست ، شامل دنيا و آخرت ، همه در نظرشان كوچك است . تمام دنيا و تمام بهشت و جهنم در نظرشان چيزى نيست ؛ يعنى آن كسى كه مقام پروردگار را به عظمت الهى درك كرد ديگر امكان ندارد چيز ديگرى در نظرش بزرگ بيايد . به‌طور كلى انسان چنين ساختمانى دارد كه بزرگى و كوچكى برايش نسبى است يعنى يك چيز بزرگ است در مقايسه با يك كوچكتر از خودش . همين‌قدر كه آن را با يك شىء بزرگتر مقايسه كند حتى در چشمش كوچك مىشود . مثلًا اين ضبط صوت وقتى كه در كنار ضبط صوت كوچكترى هست به نظرتان بزرگ است ؛ در مقابلِ يك بزرگتر از خودش به نظرتان كوچك مىآيد . يك آدم بلندقد در مقابل مردم ديگر هميشه بلندقد است ؛ وقتى كه با بلندقدتر از خودش راه مىرود به چشم انسان كوچك مىآيد . روح انسان هم همين‌طور است . اين اشياء كه بزرگ به نظر مىرسند در مقايسه با يكديگر است ولى در مقايسه با مقامى كه عين عظمت است و عظمتِ لايتناهى است هر عظمت ديگر [ كوچك به نظر مىرسد ] چون هرچه باشد متناهى است و يك متناهى با نامتناهى نسبت ندارد . اگر انسان او را به عظمت شناخت ديگر چيزى به نظرش بزرگ نمىآيد . ما تا فريمان بوديم و فقط مشهد را ديده بوديم مشهد به نظر ما بسيار بزرگ بود . تا آمديم قم و تهران و برگشتيم . وقتى كه من از تهران برگشتم ديدم مشهد چقدر به نظرم كوچك است ! طبيعت انسان اين است . سعدى در بوستان قطعه‌اى دارد : چنين دارم از پير داننده ياد * كه شوريده‌اى سر به صحرا نهاد پدر در فراقش نه خورد و نه خفت * پسر را ملامت نمودند گفت از آنگه كه يارم كس خويش خواند * دگر با كسم آشنايى نماند

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه فيض‌الاسلام ، خطبهء 184 ( خطبهء همّام ) .