مرتضى مطهرى

29

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يادآورى نعمتها : 1 . تعليم قرآن حال مىخواهيم ببينيم كه اين نعمتها را كه خدا در قرآن مىخواهد بشمارد چگونه شمارش مىكند ؟ در اين شمارش كردن‌ها مسلّماً حسابى در كار است ، [ چون مربوط به ] خلقت است ، خصوصاً كه بعد هم همواره صحبت از حُسبان و ميزان و نظام موجود در كار عالم است و قهراً نمىتواند خود قرآن كه جزئى از كار پروردگار است از حسبان و نظام خارج باشد [ بلكه ] اين هم خودش حسابى و نظامى دارد . ببينيم خداى رحمن كه با اسم « الرحمنِ » خودش با ما مواجه است از چه نعمتى شروع كرده ؛ نعمت اول ، نعمت دوم ، نعمت سوم ، و چه را بيان مىكند . بلافاصله مىفرمايد : « الرَّحْمنُ . عَلَّمَ الْقُرْآنَ » خداى رحمن قرآن را آموخت . ضمير مفعول يا اسم مفعولش هم بيان نشده [ كه آيا ] قرآن را به پيغمبر آموخت ؟ قرآن را به وسيلهء پيغمبر به مردم آموخت ؟ يا قرآن را به پيغمبر و مردم همه آموخت ، به پيغمبر از طريق وحى و به مردم از طريق پيغمبر ؟ معلوم است كه وقتى متعلَّق ذكر نمىشود براى اين است كه نمىخواهد اختصاص بدهد والّا مىتوانست بفرمايد : « الرَّحْمنُ عَلَّمَكَ الْقُرْآنَ » رحمن ، تو را اى پيغمبر قرآن آموخت ، چنان كه بعضى جاها داريم : « وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ » « 1 » و اگر مقصود فقط مردم مىبودند ، مثلًا مىفرمود : « عَلَّمَكُمُ الْقُرْآنَ » يا « عَلَّمَ الْانْسانَ الْقُرْآنَ » كه بعد مىگفتيم از پيغمبر انصراف دارد . وقتى كه متعلَّق ذكر نمىشود معلوم است كه نظر به متعلَّق خاص نيست . همين‌طور كه بعضى از مفسرين هم گفته‌اند ، در اينجا نمىفرمايد قرآن را نازل فرمود ، مىفرمايد قرآن را تعليم داد ؛ يعنى اول قرآن را به صورت يك حقيقت موجود فرض مىكند ، كه آن حقيقتى كه قبلًا وجود داشته تنزيلش همان تعليمش است و تعليمش مساوى با تنزيلش است . قبلًا گفته‌ايم كه از خود قرآن فهميده مىشود كه قرآن حقيقتى دارد ما فوق كلمات و الفاظ و در آن ، تفصيل « 2 » و مانند آن وجود ندارد و پيغمبر اكرم يك بار قرآن را به آن صورتِ به اصطلاح جُمْلى خودش تلقّى كرده است و بعد به صورتهاى تفصيلى . آنجا كه از نزول اجمالى قرآن تعبير مىشود با كلمهء « انزال » بيان مىشود :

--> ( 1 ) . نساء / 113 . ( 2 ) . [ به معنى فصل‌بندى ]