مرتضى مطهرى

122

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آلت نيست يعنى نياز به اين امور ندارد ، منشأ اينها عجز و ضعف و ذلّت و ناتوانى نيست ؛ لهذا مىفرمايد : « انَّ اللَّهَ قَوِىٌّ عَزيزٌ » در عين قدرت و عزت و در كمال قدرت و عزت ، اين امور هست ؛ يعنى اينها را به حساب كمبودى در قدرت و عزت نگذاريد . آزادى و اختيار در انسان و اما آن جهتش كه به انسان بستگى دارد . كمال هر موجودى متناسب با خود آن موجود است . كمال انسان با كمال يك فلز دوگونه است ؛ يعنى فلز آن كمالى كه مىتواند داشته باشد اگر تمامش هم وابسته به عوامل بيرون از وجود آن باشد باز اين كمال ، كمال است . اگر ما يك برليان را درنظر بگيريم و آن را بهترين برليانهاى دنيا بدانيم در عين حال توجيه همهء صفات خوب و انواع خوبيهايش [ در ارتباط با خارج خودش است . ] به چه دليل اين صفت را دارد ؟ به دليل فلان عامل كه مثلًا عامل محيطى است . به چه دليل آن صفت ديگر را دارد ؟ به دليل اينكه مثلًا صنعتگران روى آن خوب كار كرده‌اند . ولو اينكه همهء اين خصوصيات را از بيرون خودش كسب كرده است در عين حال اين خوبيها را دارد ؛ يعنى شرط خوبى يك برليان اين نيست كه خود براى خود كسب كرده باشد . ولى انسان در ميان موجودات ، رسيده به مرحلهء آزادى و اختيار و خليفة اللَّهى و انتخاب و به مرحله‌اى كه خود بايد براى خود نيكى را انتخاب كند و آن نيكى كه خود براى خود انتخاب نكرده و از خارج به او تحميل شده است اصلًا برايش نيكى نيست . مثلًا صداقت ، امانت ، راستى ، آزاديخواهى ، آزادمنشى ، تقوا همهء اينها آن وقت براى انسان فضيلت است كه اين انسانى كه در سر دوراهى انتخاب قرار مىگيرد طرف خوب را براى خود انتخاب كند . همين‌قدر كه از خارج به او تحميل شد يعنى طبيعى و ذاتى شد ، آن كمالْ ديگر كمال انسانى و آن فضيلتْ ديگر فضيلت انسانى نيست . شرط فضيلت انسانى اين است كه خود انسان قيام به آن فضيلت بكند . بعد ما مىآييم سراغ بهشت و مقابل آن ، جهنّم . طبيعت بهشت يعنى تجسم اعمال اختيارى انسان . اگر عملى اختيارى نباشد اصلًا بهشتى وجود ندارد . بهشت يعنى مخلوق خود انسان ، يعنى تجسم اعمال اختيارى خود انسان . اگر انسانى نباشد