مرتضى مطهرى
77
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كه به او برسد حق و حقيقت است . و البته اين نكتهء ظريفى است كه اغلب باعث اشتباه مىشود . آنجا كه انسان به گمراهى كشيده مىشود دليلش اين است كه از ابتدا جهتگيرى خاصى داشته و جوياى حقيقت خالص نبوده است . پيامبر در جواب كسى كه سؤال كرده بود « برّ » چيست ، جواب داد : اگر تو واقعاً به دنبال برّ هستى ، آنگاه كه قلبت به چيزى آرام مىگيرد و وجدانت آسوده مىشود بدان كه اين برّ است ، ولى آنگاه كه به چيزى راغب هستى اما دلت آرام و قرار نمىگيرد مطمئن باش كه آن اثم است . و در جاى ديگر از پيامبر دربارهء معناى ايمان مىپرسند . پيامبر مىفرمايد : آن كه هرگاه كار زشتى انجام مىدهد دچار ناراحتى و پشيمانى مىشود و هرگاه كار شايستهاى انجام مىدهد خوشحال و شاد مىگردد ، او از ايمان بهرهمند است . از حضرت امام صادق عليه السلام نقل مىكنند كه فرمود : مؤمن وقتى از گرفتارى تعلق به دنيا آزاد شد « 1 » حلاوت دوستى خدا را در قلب خود احساس مىكند و در اين هنگام گويى ديگر زمين برايش كوچك مىشود و با تمام وجود مىخواهد كه از اين عالم ماده رها شود و بيرون برود . و اين واقعيتى است كه اولياءاللَّه و مردان خدا با زندگى خود درستى آن را به اثبات رساندهاند . در تاريخ زندگى پيامبر نوشتهاند روزى بعد از نماز صبح به سراغ اصحاب صُفّه رفت . اينان مردمى فقير بودند كه از مال دنيا هيچ نداشتند و در مدينه در كنار مسجد پيامبر روزگار مىگذرانيدند . پيغمبر چشمش به يكى از آنها افتاد ، ديد كه رنجور و نزار است و چشمهايش در كاسهء سرش فرو رفته است . پرسيد حالت چطور است ؟ جواب داد : در حالى صبح كردهام كه اهل يقين شدهام . پيامبر فرمود : ادعاى بزرگى مىكنى ، علامت آن چيست ؟ گفت : علامت يقين من اين است كه شبها خواب از من گرفته شده و روزها همواره در روزه بسر مىبرم و شب تا به صبح بيتاب عبادتم . پيامبر فرمود : كافى نيست ، بيشتر بگو . او هم شروع كرد به گفتن ساير علائم . عرض كرد : يا رسول اللَّه ! من الآن در حالتى هستم كه گويى اهل بهشت و اهل جهنم را مىبينم و صدايشان را مىشنوم . اگر به من اجازه دهى باطن يك يك اصحاب تو را بگويم . پيامبر فرمود : سكوت ، سكوت ، بيشتر نگو . اما بگو چه آرزويى دارى ؟ عرض
--> ( 1 ) . در كتاب سيرى در نهجالبلاغه توضيح دادهام كه اسلام ميان علاقه به دنيا و تعلق و وابستگى به آنفرق مىگذارد .