مرتضى مطهرى

59

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هيچ كس را نرسد كه ايمان بياورد مگر به اذن الهى . به دنبال طرح اين مسئلهء غامض كه هر ذهنى ظرفيت تحمل و درك آن را ندارد و براستى انسان را تكان مىدهد ، آيه را چنين دنبال مىكند : وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لايَعْقِلونَ « 1 » . و بر آنان كه تعقل نمىكنند پليدى قرار مىدهد . در اين دو آيه كه به عنوان نمونه ذكر كردم ، قرآن به اصطلاح اهل منطق به دلالت مطابَقى دعوت به تعقل نموده است . آيات بسيار ديگرى نيز وجود دارند كه قرآن به دلالت التزامى سنديت عقل را امضا مىكند « 2 » . به عبارت ديگر سخنانى مىگويد كه پذيرش آنها بدون آنكه حجيت عقل پذيرفته شده باشد امكان‌پذير نيست . مثلًا از حريف استدلال عقلى مىطلبد : قُلْ هاتوا بُرْهانَكُمْ « 3 » . به دليل التزام مىخواهد اين حقيقت را بيان كند كه عقل ، سند و حجت است . و يا اينكه رسماً براى اثبات وحدت واجب‌الوجود قياس منطقى ترتيب مىدهد :

--> ( 1 ) . يونس / 100 . ( 2 ) . هرگاه وجود امرى ما را به امر ديگرى راهنمايى كند ، اسم دلالت بر آن مىگذاريم . دلالت انواع‌گوناگون دارد كه يكى از آنها دلالت لفظى است و به سه صورت امكان‌پذير است : اول : دلالت مطابقه يعنى آنكه لفظ بر تمام معنى خود دلالت مىكند ، مثل وقتى كه مىگوييم : « اتومبيل » و منظور تمام اجزاى آن است . دوم : دلالت تضمّن يعنى لفظ بر جزئى از معنى خود دلالت مىكند . مثلًا مىگوييم : « اتومبيل اينجاست » و از آن مىفهميم كه اتاق و يا موتور آن نيز اينجاست . سوم : دلالت التزام كه در آن لفظ بر امرى خارج از معنى خود دلالت مىكند ، مثل اينكه اسم « حاتم » را مىشنويم و جود و سخا به خاطرمان مىآيد . ( 3 ) . بقره / 111 [ بگو دليلتان را بياوريد . ]