مرتضى مطهرى
47
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يك وظيفهء قرآن ياد دادن و تعليم كردن است . در اين جهت مخاطب قرآن عقل انسان خواهد بود و قرآن با زبان منطق و استدلال با او سخن مىگويد . اما بهجز اين زبان ، قرآن زبان ديگرى نيز دارد كه مخاطب آن عقل نيست بلكه دل است و اين زبان دوم « احساس » نام دارد . آن كه مىخواهد با قرآن آشنا گردد و بدان انس بگيرد مىبايد با اين دو زبان هردو آشنايى داشته باشد و هردو را در كنار هم مورد استفاده قرار دهد . تفكيك ايندو از هم مايهء بروز خطا و اشتباه و سبب خسران و زيان خواهد بود . آنچه را كه ما « دل » مىناميم عبارت است از احساسى بسيار عظيم و عميق كه در درون انسان وجود دارد و گاهى اسم آن را « احساس هستى » مىگذارند ، يعنى احساسى از ارتباط انسان با هستى مطلق . كسى كه زبان دل را بداند و با آن انسان را مخاطب قرار دهد ، او را از اعماق هستى و كنه وجودش به حركت درمىآورد . آنوقت ديگر تنها فكر و مغز انسان تحت تأثير نيست ، بلكه سراسر وجودش تحت تأثير قرار مىگيرد . به عنوان نمونهاى از زبان احساس ، شايد بتوان موسيقى را مثال آورد . انواع مختلف موسيقيها در يك جهت اشتراك دارند و آن سروكار داشتن با احساسات آدمى است . موسيقى روح انسان را به هيجان مىآورد و او را در دنياى خاصى از احساس فرو مىبرد . البته نوع هيجانات و احساسات ايجادشده بسته به نوع موسيقى تفاوت مىكند . ممكن است يك نوع موسيقى با حس دلاورى و سلحشورى سر و كار داشته باشد و با همين زبان با انسان گفتگو كند . ديدهايد در ميدانهاى جنگ ، مارش و سرود نظامى مىنوازند و گاهى تأثير اين سرودها و آهنگها آنقدر قوى است كه سربازى را كه از ترس دشمن از سنگر بيرون نمىآيد وادار مىكند علىرغم حملات خصم ، بىباكانه به پيش رود و با او به نبرد برخيزد . نوع ديگرى از موسيقى ممكن است با حس شهوترانى سر و كار داشته باشد و انسان را به سستى و خود را رها نمودن و تسليم پليديها شدن دعوت نمايد . ديده شده كه تأثير موسيقى در اين جهت بسيار زياد است و شايد هيچ چيز ديگرى نمىتواند تا اين اندازه در از بين بردن ديوارهاى عفت و اخلاق مؤثر واقع شود . در مورد ساير غرايز و احساسات نيز آنگاه كه با زبان اين احساسات سخن گفته مىشود ، حال چه به وسيلهء موسيقى و چه به هر وسيلهء ديگر ، مىتوان آنها را تحت كنترل و نظارت درآورد .