مرتضى مطهرى
32
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
انديشه پى برده شود و براى اينكه عمق انديشهء متفكرانى چون ابنسينا و ارسطو درك گردد يك عمر وقت لازم است ؛ و گرنه هرچه گفته شود تخمينى و تقليدى و علىالعمياء « 1 » خواهد بود . در بررسى قرآن و شناخت آن ، بعد از آنكه مطالعهاى تحليلى دربارهء قرآن به عمل آورديم ، آنوقت پاى مقايسه و شناخت تاريخى به ميان مىآيد ، به اين معنى كه مىبايد قرآن را با تمام محتوياتش با كتابهاى ديگرى كه در آن زمان وجود داشته و بخصوص كتابهاى مذهبى آن زمان مقايسه كنيم . در اين مقايسه لازم است همهء شرايط و امكانات را از قبيل ميزان ارتباط شبه جزيرهء عربستان با ساير نقاط و تعداد آدمهاى باسواد كه در آن هنگام در مكه زندگى مىكردند در نظر گرفت ، آنگاه ارزيابى كرد كه آيا آنچه كه در قرآن هست در كتابهاى ديگر پيدا مىشود يا نه ، و اگر پيدا مىشود به چه نسبت است ؟ و آيا آن مطالبى كه مشابه ساير كتابهاست شكل اقتباس دارد يا آنكه مستقل است و حتى نقش تصحيح اغلاط آن كتابها و روشن كردن تحريفات آنها را ايفا مىكند ؟ اصالتهاى سهگانهء قرآن مطالعه پيرامون قرآن ما را با « اصالتهاى سهگانه » اين كتاب آشنا مىكند . اولين اصالت قرآن اصالت انتساب است ؛ يعنى اينكه بدون شبهه و بدون آنكه نيازى به پىجويى نسخههاى قديمى باشد ، روشن است كه آنچه امروز به نام قرآن مجيد تلاوت مىشود عين همان كتابى است كه آورندهء آن حضرت محمّد بن عبداللَّه ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به جهان عرضه كرده است . اصالت دوم اصالت مطالب است ، به اين معنى كه معارف قرآن التقاطى و اقتباسى نيست بلكه ابتكارى است . تحقيق در اين زمينه وظيفهء شناخت تحليلى است . اصالت سوم اصالت الهى قرآن است ؛ يعنى اينكه اين معارف از افق ماوراء ذهن و فكر حضرت رسول به ايشان افاضه شده است و ايشان صرفاً حامل اين وحى و اين پيام بودهاند و اين نتيجهاى است كه از شناخت ريشهاى قرآن به دست مىآيد . اما شناخت ريشهاى و به عبارت ديگر تعيين اصالت معارف قرآنى مبتنى بر
--> ( 1 ) . [ كوركورانه ]