مرتضى مطهرى

110

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

4 . راه تكامل كشف كردنى است نه اختراع كردنى ؛ بر خلاف نظريهء اگزيستانسياليسم كه مدعى است هيچ راهى و هيچ مقصدى وجود ندارد و انسان خود براى خود مقصد و ارزش مىآفريند و راه مىآفريند و انسان ، آفرينندهء مقصد و آفرينندهء راه و آفرينندهء كمال يعنى آفرينندهء كمال بودن كمال و ارزش بودن ارزشهاى خود است . از نظر قرآن ، مقصد و راه و كمال بودن مقصد و ارزش بودن ارزشها در متن خلقت و آفرينش هستى تعين پيدا كرده و انسان بايد آنها را كشف كند و مقصد را بجويد و راه را بپيمايد . 5 . راه مستقيم راهى است كه از اول جهت مشخص دارد ؛ بر خلاف راههاى غير مستقيم از قبيل راه منحنى يا راه پيچ در پيچ و روى خطوط منكسر كه فرضاً در نهايت امر انسان را به مقصد برساند ، با تغيير جهت‌هاى متعدد يا مداوم است . پس راه انسان به سوى كمال ، از نوع عبور از ميان اضداد و نوسان از ضدى به ضد ديگر نيست آنچنان كه معمولًا ديالكتيسين‌ها مىگويند . 6 . اينكه راه تكامل كشف شدنى است نه خلق كردنى و ابداع‌كردنى ، به معنى اين نيست كه مانند راههاى مكانى قبلًا در خارج از وجود راه رونده جاده‌اى كشيده شده است و او بايد در آن جاده قدم بگذارد ؛ بلكه به معنى اين است كه در متن وجود راه رونده راهى به سوى كمال حقيقى او كه رسيدن به بارگاه قرب حق است وجود دارد ، يعنى در متن وجود انسان استعداد فطرى براى رسيدن به كمال حقيقى وجود دارد آنچنان كه مثلًا در هستهء خرما استعداد درخت شدن وجود دارد . 7 . انسان در عين اينكه مجهز به استعداد فطرى است ، نيازمند به راهنما و هادى است ؛ زيرا انسان با همهء موجودات ديگر كه استعدادى طبيعى براى كمالات خود دارند يك تفاوت اساسى دارد و آن اين است كه موجودات ديگر همه راهشان در طبيعت مشخص شده و هركدام بيش از يك راه نمىتوانند داشته باشند ولى انسان اين طور نيست . و به اصطلاح فلسفى امروزى مىگويند : هر موجودى واجد طبيعت است مگر انسان كه فاقد طبيعت است . اگزيستانسيا ليستها روى اين قضيه اصرار دارند ، مىگويند انسان يك موجود بىماهيت و بىطبيعت است . و البته ما اين مطلب را در جاى خود مفصل بحث كرده‌ايم و ثابت نموده‌ايم كه مطلب به آن شكلى كه آنان مىگويند صحيح نيست . انسان داراى طبيعتهاى متضاد و مختلف است و راه خودش را از ميان