مرتضى مطهرى
101
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پيش نخواهد رفت . اما آيا اين مرحله كافى است ؟ يعنى اگر انسان فقط بشناسد و بفهمد موحد محسوب شده است ؟ خير ، بلكه اين شناختن و فهميدن مقدمهء شدن است ، يعنى بايد بشناسد و بفهمد تا بشود ( توحيد عملى ) . آنگاه كه مىگوييم ايّاكَ نَعْبُدُ ، توحيد عملى را آغاز نمودهايم و مىخواهيم اظهار يگانه شدن كنيم . ريشهء لغت « عبادت » در زبان عربى وقتى كه چيزى رام ، نرم ، مطيع بشود به طورى كه هيچ گونه عصيان و تعدى و مقاومتى نداشته باشد ، اين حالت را « تعبد » مىگويند . در قديم راهها و جادهها اين طور نبود كه مانند امروز به وسيلهء ماشينهاى راهسازى اول راه را بسازند بعد روى آن راه بروند ، بلكه راهها با رفتن ساخته مىشد و لذا در روزهاى اول به طورى بود كه سنگ و خارها مانع رفت و آمد بودند ولى در اثر عبور و مرور كمكم سنگريزهها خرد و نرم مىشدند و مقاومتى در مقابل عابرين نداشتند ، پاى انسانها و حيوانها را آزار نمىدادند بلكه رام و آرام بودند ، در حالى كه راهى كه بيراهه بود سنگها زير پا ناآرام و عاصى بودند . اين طريق را ، يعنى راهى كه نرم و رام شده بود مىگفتند : طريق مُعَبَّد « 1 » . انسان عبد و معبّد يعنى كسى كه رام و تسليم و مطيع است و هيچ گونه عصيانى ندارد . اينگونه بودن يعنى رام و مطيع بودن ، يك ذره عاصى نبودن ، حالتى است كه انسان بايد فقط نسبت به خداوند داشته باشد . عبد خدا بودن يعنى اين حالت را نسبت به ذات حق و فرمانهاى ذات حق داشتن . و اما توحيد در عبد بودن و در عبادت به معنى اين است كه در مقابل هيچ موجود ديگر و هيچ فرمان ديگرى اين حالت را نداشته باشد ، بلكه نسبت به غير خدا حالت عصيان و تمرد داشته باشد . پس همواره انسان بايد دو حالت متضاد داشته باشد : تسليم محض خدا ، و عصيان محض غير خدا . اين است معنى ايّاكَ نَعْبُدُ خدايا تنها تو را مىپرستيم و غير تو را
--> ( 1 ) . و يقال طريق معبّد الى مذلّل بالوطء . ( مفردات راغب )