مرتضى مطهرى
80
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
افراد واجب عينى است و شرطش استطاعت است . پس در حقيقت واجب كفايى يا اجتماعى و حكومتى است . اگر بعضى افراد به قدر كفايت مستطيع شدند بر آنها واجب عينى مىشود . اگر عمل كردند فبها ، اگر عمل نكردند حاكم آنها را اجبار مىكند بر اين عمل . از قبيل نماز و روزه نيست كه از وظايف حاكم اجبار بر آنها نباشد . و اگر افراد مستطيعى پيدا نشدند ، حاكم بايد از بيتالمال بودجهء اين كار را تأمين كند . صاحب وسائل تعبير خوبى داشت كه در بند 7 گفته شد كه تعبير به واجب كفايى كرده بود . 15 . احرام ، رمز دوركردن نشانها و افتخارهاى وهمى و خيالى و عود به مفاخر واقعى است . احرام ارجاع به اين فكر است كه ببين آيا غير از كلاه نشان ديگرى از مردى در تو هست ؟ به قول سعدى در طيبات ، صفحهء 675 : ره طالبان و مردان كرم است و لطف و احسان * تو خود از نشان مردى مگر اين كلاه دارى به چه خرمى و نازان گرو از تو برد هامان * اگرت شرف همين است كه مال و جاه دارى به در خداى قربى طلب اى ضعيفهمت * كه نماند اين تقرب كه به پادشاه دارى حج ، رمز ريختن و شكستن تعينات و غلافها و حصارهاى خيالى و اعتبارى است . همه دور يك خانه طواف كردن ، رمز هدف واحد و فكر و ايدهء واحد است . همه با هم در يك صحرا وقوف كردن و يك نوع عمل كردن و با هم حركت كردن ، رمز حركت در مسير واحد و ثبات بر مبنا و اصل و مبدأ واحد است . جامعه بايد اصول و مبادى ثابتى داشته باشد و در حدود آن اصول و مبادى حركت كند . جامعه آنگاه در مسير واحد حركت مىكند كه هدف واحد داشته باشد و راه وصول به هدف را يك جور تشخيص داده باشد و بعلاوه عادت به نظم و انضباط و اطاعت از امر و فرمانده داشته باشد ، و ديگر عدم سوءظن و وجود حسن تفاهم ميان افراد است . در قرآن مىفرمايد : ثُمَّ افيضوا مِنْ حَيْثُ افاضَ النّاسُ . در اين آيه اولًا تعبير به فيضان دارد ، چون حجاج در آن صحرا مثل دريا موج مىزنند . و بعد به قريش و اهل حُمْس مىگويد : شما موقف خود را جدا نكنيد . ( آنها به عرفات نمىرفتند و در