مرتضى مطهرى
538
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بىخبر از گرايشهاى معنوى انسان و ناآگاه از واقعيت انسان ، مگر مىتواند رهبر و آموزشگر انسان باشد ، پرورشدهندهء ارزشهاى متعالى انسان باشد ؟ يا آن ديگرى كه مدعى است انسان در ذات خودش هيچ چيزى ندارد ، هيچ گرايشى به هيچ جا ندارد ، اصلًا تعالى در او معنى ندارد ، يك موجود مادى و خاكى محض است ولى بعد خودش براى خودش [ ارزش ] فرض مىكند ، خلق مىكند و مىآفريند . همه مهمل است . انسان را بايد به خودش شناساند : اى انسان خودت را بشناس . اى انسان خودت را درست آموزش بده . اى انسان خودت را پرورش بده . اى انسان هدف خودت را بشناس ، تكامل خودت را بشناس . اهانت به مقام انسانيت است كه تمام كوششهايى را كه بشر در گذشته كرده است ، در جهت منافع فردى يا گروهى يا ملّى و امثال اينها بدانيم . انسان در درون خودش داراى دو سرشت عِلْوى و سِفْلى است كه در حال جهاد و مبارزه با يكديگر مىباشند . آنها كه در درونشان نيروهاى عِلْوى توانستهاند نيروهاى سِفْلى را در كنترل عادلانهء خودشان قرار بدهند ، در جامعه جناح و گروه طرفدار حق و حقيقت و عدالت را تشكيل دادهاند و آنها كه در اين مبارزه شكست خوردهاند گروههاى حيوانصفت و انسانهاى پست منحط را تشكيل دادهاند . به تعبير قرآن شكوهمندترين مبارزات انسان مبارزه ميان اهل حق و اهل باطل بوده است ، مبارزه ميان انسان آزادشده از اسارت طبيعت خارجى و از اسارت انسانهاى ديگر و از اسارت درون حيوانى خودش ، انسانِ به عقيده و ايمان و آرمان رسيده ، انسانى كه تكيهاش بر عقيده و ايمان است ، و انسان منحط و منفعتطلب . ببينيد قرآن اولين اختلاف و تضاد را كه در جهان انسان بيان مىكند ، خواه به صورت يك تاريخ باشد و خواه به صورت يك تمثيل كه من به اين جهتش كارى ندارم ، چقدر زيبا بيان مىكند : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَا ابْنَىْ ادَمَ بِالْحَقِّ اذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ احَدِهِما وَ لَمْيُتَقَبَّلْ مِنَ الْاخَرِ قالَ لَاقْتُلَنَّكَ قالَ انَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ . لَئِنْ بَسَطْتَ الَىَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنى ما انَا بِباسِطٍ يَدِىَ الَيْكَ لِاقْتُلَكَ انّى اخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمينَ . انّى