مرتضى مطهرى

512

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين بيمارى در حال پيشرفت است ، ولى نمىگوييم در حال تكامل است . اگر سپاهى در سرزمينى بجنگد و قسمتى از سرزمين دشمن را تصرف كند مىگوييم فلان لشكر در حال پيشرفت است ، ولى نمىگوييم در حال تكامل است ، چرا ؟ براى اينكه در مفهوم تكامل ، تعالى خوابيده است ، يعنى تكامل حركت است اما حركت رو به بالا و عمودى . تكامل ، حركت از سطحى به سطح بالاتر است . ولى پيشرفت در يك سطح افقى هم درست است . يك سپاهى كه سرزمينى را اشغال كرده است وقتى قسمت ديگرى را بر متصرفات خودش اضافه مىكند ، مىگوييم پيشروى كرده است ، يعنى در همان سطحى كه بوده مقدار ديگرى به قلمرو خودش افزوده است . چرا اينجا نمىگوييم تكامل ؟ براى اينكه در تكامل تعالى خوابيده است . پس وقتى كه ما مىگوييم تكامل اجتماعى ، در مفهومش تعالى انسان از نظر اجتماعى است نه صرف پيشرفت . اى بسا چيزها كه براى انسان و جامعهء انسان پيشرفت باشد ولى براى جامعهء انسانى تكامل و تعالى شمرده نشود . اين را مىگويم براى اينكه معلوم شود كه اگر بعضى از علما در اينكه بتوان نام بعضى از مسائل را تكامل گذاشت ترديد كرده‌اند ، نظرشان خالى از نوعى دقت نيست . با اينكه نظر آنها را تأييد نمىكنيم ولى آنها متوجه نوعى دقت شده‌اند . پس تكامل با پيشرفت و همچنين با توسعه تفاوت دارد . ( توسعه و پيشرفت تقريباً يك مفهوم دارند . ) اما فرق تكامل با مسئلهء تمام اين است كه يك شىء اگر داراى يك سلسله اجزاء باشد ، مثل يك ساختمان و يا يك اتومبيل ، مادام كه همهء اجزاء لازم در آن وجود پيدا نكرده ، مىگوييم ناقص است ؛ وقتى كه آخرين جزء را مثلًا آخرين آجر را زدند مىگوييم تمام شد يعنى همهء اجزاء به پايان رسيد . ولى تكامل ، در درجات و مراحل است . يك كودك اگر از نظر عضوى ناقص به دنيا بيايد ناتمام به دنيا آمده است ولى اگر از نظر اعضا و جهازات ، تمام به دنيا بيايد تازه ناقص است و بايد مراحل تكامل را با تعليم و تربيت طى كند ؛ يعنى پله‌هاى تعليم و تربيت براى اين كودك تعالى است ، درجات و پله‌ها را بالا رفتن است . تا اينجا بحث ما دربارهء تعريف تكامل و فرق ميان تكامل اجتماعى و تكامل طبيعى بود . حال مىپردازيم به ساير مسائلى كه در اين باره مطرح است كه مىتوان آنها را در سه پرسش مطرح كرد : 1 . آيا بشر در زندگى اجتماعى در طول تاريخ خود تكامل و تعالى پيدا كرده