مرتضى مطهرى
497
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اولًا اينها بسيارشان با اول قرنها درست وفق نمىدهد . خواجهء طوسى را نمىتوان مجدّد قرن هفتم شمرد ، زيرا تولد خواجه در اوايل قرن هفتم است و ظهور و نبوغش در نيمهء قرن هفتم ، وفاتش در نيمهء دوم آن قرن ( سال 672 ) . و ثانياً چرا حضرت صادق عليه السلام جزء مجدّدين شمرده نشود ؟ آيا فرصتى كه نصيب ايشان شد كمتر بود از فرصتى كه مثلًا نصيب امام باقر عليه السلام شد ؟ و آيا علت اينكه آن حضرت از قلم افتاد جز اين است كه با آن حساب ساختگى جور درنمىآيد ؟ در ميان ائمهء اطهار عليهم السلام دو نفرشان بيش از ديگران بايد « مجدّد » شمرده شوند : امام حسين و امام صادق عليهما السلام . هركدام از اين دو بزرگوار از جنبهء خاصى توفيق تجديد و احياء پيدا كردند . ولى چون با آن حساب ساختگى جور نمىآمده ، از قلم افتادهاند . همچنين بسيارى از علما را جزء مجدّدين حساب كردهاند و بسيارى از علماى ديگر را حساب نكردهاند و حال آنكه آن حسابنكردهها كه گناهشان اين بوده است كه در وسط قرن بودهاند احياناً بيشتر خدمت كردهاند . مثلًا شيخ طوسى اينجا از قلم افتاده است ، در صورتى كه شايد در ميان علماى اسلام به اندازهء شيخ طوسى كسى خدمت نكرده است و شايد يكى دو نفر به ايشان برسند . شيخ مرتضى انصارى نيز از قلم افتاده است . عجبتر اينكه بعضى مانند همان صاحب منتخب التواريخ يك سلسلهء ديگر از خلفا و سلاطين را به عنوان تجديدكنندگان دين حساب كردهاند . اين ديگر خيلى مضحك است . مىگويد : در اوايل قرن دوم عمر بن عبدالعزيز دين را تجديد كرد و در اول قرن سوم مأمون ، در اول قرن چهارم المقتدر ، در اول قرن پنجم عضدالدولهء ديلمى ، در اول قرن ششم سلطان سنجر سلجوقى ، در اول قرن هفتم هلاكوخان مغول ، در اول قرن هشتم شاه خدابنده كه آن هم از مغول است ، در اول قرن نهم امير تيمور گوركانى ، در اول قرن دهم شاه اسماعيل صفوى ، در اول قرن يازدهم شاه عباس صفوى ، در اول قرن دوازدهم نادرشاه افشار ، در اول قرن سيزدهم هم فتحعليشاه . اينها مجدّدين و محيىهاى اول قرنهايى هستند كه در اسلام پيدا شده است . اين ديگر چيزى است كه بايد گفت : « لايَرْضى بِهِ شيعىٌّ وَ لا سُنّىٌّ » نه با عقايد شيعه جور درمىآيد و نه با سنّى ، نه با تاريخ نه با هيچ چيزى . جاى شكرش باقى است كه چنگيزخان مغول را از مجدّدين اسلام به حساب نياوردهاند . مثل اينكه اگر كسى به