مرتضى مطهرى

494

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چيزى در اجتماع قابل مردن و يا منسوخ شدن است كه يك اصل بهترى بيايد جاى او را بگيرد . مثلًا هيئت بطلميوس يك اصل علمى بود . مدتى در دنيا زنده بود ، بعد حقايق ديگرى و اصول ديگرى در هيئت و آسمان‌شناسى پيدا شد ، هيئت بطلميوس را از بين برد . همچنين نظريهء انباذقُلُس در طبايع اربع و عناصر اربع مرد . حقايق دين و اصول كلى كه دين ذكر كرده است هرگز مردنى نيست . آن چيزى كه مىگوييم مىميرد - اگر در زبان خود دين وارد شده است كه قرآن يا سنت مىميرد - معنايش اين است كه در ميان مردم مىميرد ، فكر مردم دربارهء دين فكر مرده‌اى است . مقصود ما اين است ، و الّا دينْ خودش در ذات خودش نه مىميرد و نه مردنى است . اسلام يك حساب دارد و مسلمين حساب ديگرى دارند . اسلام زنده است و مسلمانانِ فعلى مرده . يكى از مسائلى كه امروز علماى اجتماع دنيا رويش حساب مىكنند ، زنده بودن اسلام است در عمل ؛ يعنى الآن در تمام قاره‌هاى دنيا ( آسيا ، آفريقا ، آمريكا ، اروپا ، حتى استراليا ) اسلام در حال پيشروى است . شايد اين مطلب را در بسيارى از روزنامه‌ها كه اخيراً مقالاتى را از خارج ترجمه مىكنند خوانده باشيد . من تازگى خوانده‌ام ، نمىخواهم اسم ببرم كه در كدام روزنامه و در كدام مجله بوده . اين مطلب مورد بحث است كه چطور اسلام در آمريكا خصوصاً ميان طبقهء مستضعف يعنى همان طبقه‌اى كه اسلام در ميان نظاير آنها ظهور كرد ، خود به خود جلو مىآيد ، نمىتوانند جلويش را بگيرند ، در اروپا كم و بيش اطلاع داريد همين طور ؛ حتى در ميان طبقهء دانشمندان و پروفسورها و دكترها در حال پيشروى است . در قارهء سياه يعنى آفريقا كه عجيب است ؛ مبلّغين مسيحى مىآيند با بودجهء هنگفت ، با تشكيلات ، با نقشه ، و موفقيت پيدا نمىكنند ، و اسلام خود به خود از فردى به فردى و از آن فرد به فرد ديگر و همين طور در حال سَرَيان است ، در حال توسعه است . آنجا كه ما مىگوييم فكر دينى مرده است ، در كشورهايى است كه قرنهاست مسلمان هستند . در اين كشورها عواملى پيدا شده است كه اين فكر را در مغز آنها ميرانده است ، يعنى در يك حالت نيمه زنده و نيمه مرده‌اى درآورده است از قبيل ملتهايى امثال ما . آنجا كه احتياج دارد روى عنوان « احياى فكر دينى » بحث بشود ، فكر بشود ، قارهء سياه نيست ، آنجا بايد گفت « ايجاد فكر دينى » ؛ در اروپا نيست ،