مرتضى مطهرى
487
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بگيرد ، آنها ثقيل و مانع نباشند ، تا بتواند رو به خدا بايستد . اين هم يك فلسفهء زهد است . حالا زهد با اين فلسفهها كه ذكر كردم آيا زهدِ زنده است يا زهد مرده ؟ آن كسى كه زاهد است براى اينكه مىخواهد ايثار بكند ، آن كسى كه زهد مىورزد براى اينكه مىخواهد همدردى كرده باشد ، آن كسى كه زهد مىورزد براى اينكه مىبيند سطح زندگى اجتماعى پايين است يا براى اينكه مىخواهد سبكبار و سبكبال و آزاد مرد در اجتماع باشد ، آن كسى كه زهد مىورزد براى اينكه مىخواهد روح انسانىاش آزاد باشد و بتواند با خداى خودش مناجات كند ، آيا چنين زهدى انسان را زندهتر مىكند يا مردهتر ؟ البته زندهتر مىكند . زهد علىّ بن ابىطالب عليه السلام بر همين اساسها بود و به همين دليل زندهترين و جنبندهترين مرد دنيا بود . على عليه السلام زاهد بود و به حكم اينكه زاهد بود شجاع بود ، شجاعت روحى داشت . على عليه السلام به حكم آنكه زاهد بود عادل بود و به حكم اينكه زاهد بود عارف بود . او زاهدى بود كه در عين اينكه زاهد بود رهبر اجتماع خودش بود . پس اين زاهدهايى كه مىبينيم مظهر زهدشان فقط اين است كه با كسى حرف نزنند ، به كار كسى كارى نداشته باشند ، سكوت كنند ، از اين كنار بيايند و از آن كنار بروند ، عبايشان را سرشان بكشند و با كسى حرف نزنند ، زهد اينها زهد مرده است و زهد اسلام نيست . اسلام از چنين زهدها و چنين زاهدها بيزار است .