مرتضى مطهرى
482
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خودشان را رهبرى كنند . پس آن زهدى كه فلسفهدار است چنين زهدهايى است نه آن زهدى كه بر مبناى تصور تضاد لذت دنيا و آخرت يا تصور تضاد ميان زندگى دنيا و عبادت خدا باشد . آن غلط است ، زهد مرده است ولى اينها زهدهاى زنده است . زهد گاندى گاندى ، اين مرد هندو ، وقتى مىخواهد هند را رهبرى كند ، وقتى مىخواهد چهارصد ميليون جمعيت هندوستان را از چنگال استعمار رها كند ، چارهاى ندارد جز اينكه راه پيغمبران را پيش بگيرد ، يك زندگى ساده براى خودش انتخاب كند ، پارچهء سادهاى روى دوشش بيندازد و لنگى به كمر بندد و تمام دارايىاش يك بز باشد و بگويد من با همين مىتوانم زندگى كنم . فلسفهء زهد گاندى چه بود ؟ گاندى از يك طرف در متن اجتماع وارد است ، مىخواهد جامعهاى را از چنگال استعمار نجات بدهد ، و از طرف ديگر آنچنان زاهدانه زندگى مىكند كه با دو پارچه و يك بز بسر مىبرد و به ملت هند هم دستور مىدهد كه اگر مىخواهيد از چنگال استعمار رهايى پيدا كنيد بايد زاهد باشيد ؛ يعنى يك زندگى ساده پيشهكن تا بتوانى آزاد شوى ؛ بعد كه آزاد شدى ، اگر مىخواهى زندگيت را پرتجمّل بكنى بكن ، ولى تا خودت را از قيودى كه خودت براى خودت ساختهاى آزاد نكردهاى نمىتوانى آزاد شوى . اين ، نوع ديگر زهد است كه فلسفهء آن آزادى و آزادگى است . 4 . هماهنگى با اقتضاى زمان يك مسئلهء ديگر هست ؛ اين را هم از نظر اسلامى برايتان تشريح كنم و آن زهدى است كه به اقتضاى زمان است . زمانها فرق مىكنند ؛ در يك زمان براى انسان وظيفه است كه زاهدانه زندگى كند و در يك زمان ديگر نه . مثال : ما اگر در زندگى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و حضرت امير عليه السلام مطالعه كنيم مىبينيم زندگى آنها با زندگى ائمهء بعد مثلًا امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام اندكى تفاوت دارد ؛ يعنى زندگى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام سادهتر و زاهدانهتر است از زندگى مثلًا امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام و امام موسى بن جعفر عليه السلام و امام رضا عليه السلام و حتى از زندگى امام