مرتضى مطهرى

475

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خودشان را يك شب به يك فقير ، يك شب به يك يتيم و شب ديگر به يك اسير ايثار كردند . آنچنان عظمت و اهميت داشت كه سوره‌اى در اين باره نازل شد : وَ يُطْعِمونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اسيراً . انَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكوراً « 1 » . يعنى غذاى خودشان را در حالى كه به آن احتياج داشتند ، وقتى نيازمند ديگرى را ديدند ، فقير ، يتيم و اسيرى را ديدند ، از خودشان گرفتند و به ديگرى دادند ، براى چه ؟ فقط براى رضاى خدا . اين يك زهد فلسفه‌دار و علامت زندگى روح بشر است . اما آن دو تصور ديگرى كه براى زهد عرض كردم دو تصور مرده است يعنى دو تصورى است كه نشان‌دهندهء هيچ نمونه‌اى از حيات در بشر نيست ، منشأش دو فكر غلط است . آدم خيال مىكند كه حساب دنيا از حساب آخرت و حساب آخرت از حساب دنيا جداست و نمىداند كه عبادتش همان‌طور كه براى آخرت او مؤثر است براى دنياى او هم مؤثر است ، و به طور كلى زندگى دنيايش همين‌طور كه براى دنيايش مؤثر است براى آخرتش مؤثر است . يك فكر غلط مىكند ، به دنبال آن قدم غلط برمىدارد ، به صورت يك موجود بىحس و مرده در مىآيد و نتيجه اين مىشود كه دنيا و كار دنيا و زندگى دنيا را رها مىكند ، مىرود در يك غار يا صومعه مىنشيند و گوشهء عزلت اختيار مىكند به خيال اينكه از اين راه به آخرت برسد . در نتيجه ، هم از دنيا محروم مىشود و هم از آخرت ، و خودش هم يك موجود بىخاصيت و بىاثر مىگردد . اين ، تصور مرده‌اى از زهد است . يا آن تصور ديگر كه خيال كنيم خداوند بخيل است از اينكه لذت دنيا را به همان كسى بدهد كه لذت آخرت را مىدهد و لذت آخرت را به همان كسى بدهد كه لذت دنيا را مىدهد ، يعنى خيال كنيم كه امكان ندارد انسان ، هم در دنيا يك زندگى مرفه داشته باشد و هم در آخرت سعادتمند باشد و در نتيجه لذتهاى دنيا را بر خودمان تحريم كنيم تا در آخرت به ما لذت بدهند . اين يك تصور مرده است و كسى كه چنين تصورى دارد به صورت يك موجود مرده در مىآيد . اما آن كسى كه رضاى خدا را در چيز ديگرى تشخيص مىدهد ، رضاى خدا را در تراحم و تعاطف و خدمت به خلق تشخيص مىدهد ، رضاى خدا را در اين

--> ( 1 ) . دهر / 8 و 9 .