مرتضى مطهرى
469
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نمىخورد ولى دور نمىريزد . زحمت مىكشد ، به دست مىآورد ، ولى نمىخورد براى اينكه بخوراند ، نمىپوشد براى اينكه ديگران را بپوشاند . وَ يُطْعِمونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اسيراً . انَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لانُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكوراً « 1 » . آيا اسلام اين جور زهد و اعراض از لذت دنيا را مىپذيرد ؟ اين گونه اعراض را كه هدف انسانى و معقول دارد مىپذيرد ؟ البته مىپذيرد . اصلًا كدام عقل و دل است كه اينگونه زهد را بفهمد و نپذيرد ؟ اگر دينى چنين زهدى را توصيه نكند ، آن دين نيست . اگر يك مكتب اخلاقى چنين زهدى را توصيه نكند ، آن مكتب از مفاهيم عالى انسانى باخبر نيست ، از انسانيت چيزى نمىفهمد . اين يكى از هدفها و فلسفههاى زهد است ، زهدى كه عقل و وجدان آن را مىپذيرد . اسلام به اينگونه زهد توصيه كرده است . قرآن دربارهء عدهاى از اصحاب پيغمبر ، انصار و مؤمنينى كه در مدينه بودند مىفرمايد : وَ يُؤْثِرونَ عَلى انْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 2 » ولو اينكه خودشان در سختى و مشقت بسر مىبرند ولى برادران مسلمان خودشان را بر خودشان مقدّم مىدارند ، آنها را بر خودشان ترجيح مىدهند . زينالعابدين عليه السلام روزه مىگرفت و دستور مىداد غذايى براى خودش آماده مىكردند و معمولًا دستور مىداد غذايى از گوشت باشد مانند آبگوشتهايى كه ما مىپزيم . وقت افطار كه مىشد خودش مىآمد سر ديگ غذا ، دستور مىداد ببرند براى فقرا و ضعفا و بيچارگان . در آخر كار يك كاسه به اندازهء خوراك يك نفر براى شخص خودش نگاه مىداشت . البته از نظر اسلام عائله را قبل از خود و بيگانگان بايد غذا داد . و چه بسيار اتفاق مىافتاد كه آن آخر كار كه براى خودش يك كاسه باقى مانده بود فقيرى مىرسيد و آن را هم به فقير مىداد . اين را مىگويند زهد و يك عمل شكوهمند و انسانى . اين يك فلسفهء زهد است . اسلام اين نوع زهد را كه نه معنى آن تحمل محروميت بىمنطق است كه دور بريزيم تا در آخرت لذت بدهند - كه لذت هم نخواهند داد - يا قلمرو دنيا را از قلمرو آخرت جدا كنيم ، تأييد مىكند .
--> ( 1 ) . دهر / 8 و 9 . ( 2 ) . حشر / 9 .