مرتضى مطهرى

464

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس زهد يعنى رها كردن كارهاى دنيا براى رسيدن به آن دسته از كارها كه اسمش را كار آخرت مىگذاريم . آنگاه ما براى اينكه بتوانيم زاهد باشيم راهى جز جدا كردن خود از اجتماع نداريم ؛ راهش عزلت و انزوا و رهبانيت و غارنشينى و ديرنشينى و صومعه‌نشينى است . نتيجه‌اش همان رهبانيتى است كه مىدانيم در دنياى مسيحيت چقدر رايج بوده است . آيا اسلام چنين مفهوم و تصورى را براى زهد مىپذيرد ؟ نه ، اين از واضحات است و احتياج به استدلال ندارد . من در كتاب مسئلهء حجاب نوشته‌ام كه بعضى خيال كرده‌اند فلسفهء حجاب تمايل به رياضت و رهبانيت است . اين را از نظر اسلام رد كرده و بعد مفصل بحث كرده‌ام كه اصلًا اسلام با رياضت و رهبانيت يعنى با انعزال از اجتماع صددرصد مخالف است . پيغمبر صريحاً فرمود : لا رَهْبانِيَّةَ فِى الْاسْلامِ « 1 » در اسلام رهبانيت يعنى كناره‌گيرى از زندگى براى رسيدن به آخرت اصلًا وجود ندارد . حتى فرمود : رهبانيت و سياحت امّت من جهاد است . گذشته از اين ، اسلام صريحاً به آن چيزهايى كه مكاتب ديگر آن را دنيا مىنامند توصيه كرده و آنها را جزء عبادات دانسته است . بعضى از مستمعين نوشته‌اند كه در قرآن كلمهء « زهد » وجود دارد : وَ كانوا فيهِ مِنَ الزّاهِدينَ « 2 » . من به اين آيه توجه داشتم . عرض كردم يك زهد لغوى است و يك زهد مصطلح . اين ، آن زهد لغوى و شاهد بر مدّعاى من است كه عرض كردم « زَهَدَ فيه » يعنى اعتنا به او نداشت ، بىرغبت بود . اين آيه دربارهء حضرت يوسف است كه آنها قدر يوسف را ندانستند و اهميتى به او نمىدادند ، لذا او را به چند درهم معدود فروختند . بنابراين زهد به آن معنى اصطلاحى كه مورد بحث است در قرآن نيست . به هر حال چيزهايى را كه زهد مسيحيت جزء دنيا مىداند اسلام آنها را با يك شرط جزء آخرت مىداند و آن اينكه براى خدا صورت گرفته باشد . اسلام فرقى بين دنيا و آخرت به آن شكل كه كارها را دو دسته كند ، قائل نيست . از نظر اسلام تجارت يا زراعت مىتواند مال دنيا باشد و مىتواند مال آخرت

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 70 / ص 115 . به جاى لفظ فىالاسلام ، فى امتى است . ( 2 ) . يوسف / 20 .