مرتضى مطهرى
462
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آيا زهد يعنى بىرغبتى طبيعى ؟ زاهد كسى نيست كه به حسب طبيعت به اشياء بىرغبت است ، مثل مريضى كه به غذا ميل ندارد يا آدمى كه از شيرينى بدش مىآيد ، ميل به شيرينى ندارد ، و يا مثل كسى كه از نظر جنسى ناتوانى خاصى دارد ، ميل به زن ندارد . مقصود از « زاهد » كسى نيست كه طبيعتاً به حكم غريزه به امور دنيوى بىميلى دارد ، بلكه زهد به صورت يك مفهوم اخلاقى ذكر مىشود و زاهد يعنى كسى كه به حسب طبيعت و غريزه به لذت مادى رغبت دارد ولى به خاطر هدفها و منظورهاى بالخصوصى عمل و رفتارش مانند عمل مردم بىرغبت است ؛ يعنى از چيزى كه به آن ميل و رغبت دارد به خاطر هدفى صرفنظر مىكند . به عبارت ديگر توجه روحى و فكرى به چيزى و آن را هدف فعاليت قرار دادن يك مطلب است و رغبت طبيعى مطلب ديگرى است . زهد ، بىاعتنايى به امور مورد رغبت طبيعى است . اين را به حسب عرف « زهد » مىگويند . زهد يعنى انسان از امور مورد طبع خودش به خاطر هدفى دست بردارد . حالا بايد روى آن هدف بحث كرد و نظر اسلام را مشخص نمود . اولًا ببينيم آيا در اسلام چنين چيزى به صورت يك امر واجب يا مستحب هست ؟ يعنى آيا اسلام به صورت وجوبى يا استحبابى توصيه كرده است كه انسان به خاطر هدفى احياناً از لذات مادى موافق طبيعت خودش در دنيا چشم بپوشد ؟ يا اساساً در اسلام چنين چيزى وجود ندارد و اصلًا در اسلام توصيه به ترك لذت مادى براى يك هدف ، آن هدف هرچه مىخواهد باشد ، نشده است ؟ اگر قبول كرديم كه در اسلام چنين چيزى هست ، مرحلهء بعد اين است كه اسلام زهد را به خاطر چه هدفهايى توصيه كرده است ؟ آن هدفهاى عالى كه اسلام به خاطر آن ، بىاعتنايى به مشتهيات را لازم و مقدمه و شرط دانسته ، چيست ؟ به طور كلى چه هدفهايى وجود دارد كه راه رسيدن به آن اهداف اين است كه انسان نسبت به لذتهاى دنيا حالت اعراض داشته باشد و اسلام هم آن هدفها را مىپسندد و مىپذيرد و توصيه مىكند ؟ دو نوع زهدى كه مورد قبول اسلام نيست بعضى خيال مىكنند كه فلسفهء زهد اين است كه كار دين از كارهايى از قبيل تجارت