مرتضى مطهرى

426

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حمله قرار مىدادند . من تعجب مىكردم كه اگر به اين قطار بايد سنگ زد چرا وقتى كه ايستاده يك ريگ كوچك هم به آن نمىزنند ، و اگر بايد برايش اعجاب قائل بود اعجابِ بيشتر در وقتى است كه حركت مىكند . اين معمّا برايم بود تا وقتى كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم . ديدم اين قانون كلى زندگى ما ايرانيان است كه هركسى و هر چيزى تا وقتى كه ساكن است مورد احترام است . تا ساكت است مورد تعظيم و تبجيل است ، اما همين‌كه به راه افتاد و يك قدم برداشت نه تنها كسى كمكش نمىكند بلكه سنگ است كه به طرف او پرتاب مىشود . اين نشانهء يك جامعهء مرده است ، ولى يك جامعهء زنده فقط براى كسانى احترام قائل است كه متكلّم هستند نه ساكت ، متحرّكند نه ساكن ، باخبرترند نه بىخبرتر . پس اينها علائم حيات و موت است . البته اينها دو علامت بارزتر و مشخص‌تر حيات بودند كه عرض كردم و الّا علائم ديگر هم دارد . همبستگى ، يكى از علائم حيات يكى از علائم حيات يك جامعه اين است كه همبستگى ميان افرادش بيشتر است . خاصيت مردگى ، متلاشى شدن و متفرق شدن و جدا شدن اعضا از يكديگر است . خاصيت زندگى يك اجتماع ، همبستگى و پيوستگى بيشتر اعضا و جوارح آن اجتماع است . آيا جامعهء اسلامى امروز يك جامعهء زنده است يايك جامعهء مرده ؟ به اين دليل كه مسلمين بيشتر به جان يكديگر مىافتند و بيشتر مساعىشان صرف جنگ و دعوا با خودشان و اختلاف داخلى خودشان مىشود و در نتيجه دشمن زيرك استفاده مىكند ، آنها مرده هستند . چه تعبير رسايى وجود مبارك رسول اكرم صلى الله عليه و آله دارد ، مىفرمايد : مَثَلُ الْمُؤْمِنينَ فى تَوادُدِهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ اذَا اشْتَكى مِنْهُ عُضْوٌ تَداعى لَهُ سايِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّى « 1 » مثل مردم با ايمان ، آنهايى كه زنده به ايمانند ، آنهايى كه مصداق يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ هستند ، مثل مؤمنين در همدلى ، در دوست داشتن يكديگر ، در عاطفه داشتن نسبت به يكديگر ، در

--> ( 1 ) . جامع‌الصغير ، ج 2 / ص 155 .