مرتضى مطهرى

420

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نتيجهء آن پيدايش « منِ » سرگردانى است ( يعنى روح سرگردانى است ) كه در ميان دموكراسيهاى ناسازگار با يكديگر به جستجوى خود مىپردازد كه كار آنها منحصراً بهره‌كشى از درويشان به سود توانگران است . اين‌همه كه دم از عدالت زده است ، تمام ايسم‌هاى ضد و نقيض كه در اروپا پيدا شده ، نتيجهء نهايى آنها چيست ؟ بهره‌كشى از درويشان به سود توانگران . بعد مىگويد : سخن مرا باور كنيد كه اروپاى امروز بزرگترين مانع در راه پيشرفت اخلاق بشريت است . اين يك نكته در روح آقاى اقبال كه آن را زياد تبليغ مىكند و علاقه‌مند است مسلمانان ، مخصوصاً جوانان مسلمان ، آن كسانى كه كم و بيش با ظاهر فرهنگ غربى آشنا هستند ، به اين نكته از اين مرد خبير آگاه مطلع ، آگاه شوند . نكتهء دومى كه اين مرد روى آن بسيار اصرار دارد اين است كه آن نقصى كه در فرهنگ و تمدن اروپايى امروز وجود دارد ، در فرهنگ و تمدن اصيل اسلامى وجود ندارد ؛ آن انتقادهاى اصيل و اساسى كه بر فرهنگ اروپا كه فرهنگ مادى محض است وارد است ، بر فرهنگ اسلامى وارد نيست . لهذا در قسمت ديگر كلام خودش كوشش مىكند كه پايه‌هاى اساسى فرهنگ اسلامى و مزاياى فرهنگ و تمدن اسلامى را معرفى كند كه من باز قسمتى از آنها را براى شما مىخوانم تا بعد وارد مسئلهء احياى فكر دينى شوم . در آن قسمت از سخنان خودش اين‌جور مىگويد : مسلمانان ، مالك انديشه‌ها و كمال مطلوب‌هاى نهايى مطلق مبتنى بر وحيى مىباشند كه چون از درونىترين ژرفناى زندگى بيان مىشود ، به ظاهرى بودن آن رنگ باطنى مىدهد . براى فرد مسلمان شالودهء روحانى زندگى امرى اعتقادى است و براى دفاع از اين اعتقاد به آسانى جان خود را فدا مىكند .