مرتضى مطهرى
417
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
من نمىخواهم ادعا كنم كه تمام حرفهايى كه او در اين موضوع بسيار بزرگ گفته است بىانتقاد است ، و يا تمام حرفها همان است كه اين مرد آنها را ايراد كرده است ، ولى از باب اينكه اين موضوع را او عنوان كرده و در حدودى كه يك نفر مفكّر مىتواند در اين موضوعات بحث كند بحث كرده است ، بسيار بسيار شايستهء تقدير و تمجيد و تبجيل است . من امروز بايد قسمت بيشتر حرف خودم را در اطراف حرفهاى او قرار بدهم گو اينكه اين بحث دامنهء وسيعى دارد و شايد توفيقى پيدا شد و در جلسات ديگرى موفق شدم دربارهء احياى تفكر اسلامى بحث كنم ، ولى ابتدائاً مىخواهم آن نقاط برجستهء افكار او را به اطلاع شما برسانم . اقبال مردى است اروپارفته و اروپاشناخته ، مردى است كه از تحصيلات جديد بهرهء بسيار عالى داشته است ، مردى است كه دنياى اروپا او را به عنوان يك متفكر و دانشمند و صاحبنظر مىشناسد . او كسى نيست كه در گوشهء هند منزوى شده و از دور شبحى از اروپا در نظرش مجسّم شده باشد و بعد بخواهد انتقاداتى بكند . او اروپا را از نزديك ديده و شناخته و تجزيه و تحليل كرده است . به علم جديد هم بسيار علاقهمند است و جوانان مسلمان را تشويق مىكند كه علوم جديد را بياموزند . او كسى نيست كه با علوم جديد مخالف باشد يا مسلمين را پرهيز بدهد كه علوم جديد را نياموزيد . با همهء اين حرفها كه مردى است كه تحصيلات عاليهء خودش را در اروپا كرده و اروپا را شناخته است و به ارزش علم جديد فوقالعاده واقف و معترف است ، در عين حال اولين چيزى كه در گفتار اين مرد جلب توجه مىكند و آن را در اشعار خودش به صورت منظوم بيان كرده است اين است كه آن چيزى را كه امروز « تمدن اروپايى » مىنامند - يعنى مجموع شئون زندگى اروپايى ، ايدهآلهايى كه تمدن امروز اروپايى به بشر مىدهد ، راه و رسمى كه به بشر مىآموزد ، اخلاق و عادات و بالاخره مسيرى كه اروپاى امروز دارد - نه تنها يك چيز خوبى نمىداند بلكه يك امر بسيار بسيار خطرناكى ، هم براى بشريت و هم براى خود مردم اروپا مىداند ؛ يعنى اقبال اروپارفته و اروپاشناخته ، آيندهء تمدن اروپا را بسيار شوم و خطرناك مىداند و اين قسمتها را در كلمات خودش زياد گنجانده است و من مايل هستم آن قسمتها را كه از نوشتههاى خود اقبال يادداشت كردهام براى شما بخوانم تا ببينيد اين مرد چه نظرى راجع به تمدن امروز اروپا دارد و با اينكه به علم اروپايى خوشبين است ، به