مرتضى مطهرى

352

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عرض مىكنند : خير ، كسى باقى نمانده ، ما ملائكه هستيم اشتباه نمىكنيم ، دفترهاى ما مضبوط است . مىفرمايد : خير ، اشتباه كرده‌ايد ، يك نفر نصرانى دم دروازه خوابيده و در وقتى كه خواب بود قافلهء زوّار عبور كرده‌اند و بر روى لباسهاى او گرد و غبار زوّار من نشسته و كسى كه گرد و غبار زوّار من روى لباسش يا بدنش بنشيند نبايد به جهنم برود . يك برات آزادى هم به نصرانى مىدهند ! از اين قبيل قصه‌ها . اينها همان طورى كه عرض كردم بهره‌بردارى از نقطهء ضعف و از جهالت و عوامى مردم است ، كمك كردن به گمراهى مردم و غرورهاى بيجاى مردم است . پيغمبران اين طور نمىكردند ، سخت با نقاط ضعف مردم مىجنگيدند ؛ مصلحت مردم را رعايت مىكردند نه ميل و رضاى آنها را . اين بود كه در زمان خودشان كمتر مريد پيدا مىكردند . خلاصهء اين قسمت اين شد كه مصلحت‌گويى مردم به حكم « وَ تَوْقيفِهِمْ عَلى ما ارادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دينِهِمْ وَ دُنْياهُمْ » دو چيز مىخواهد : يكى علم و اطلاع ، و ديگرى اخلاص . علم و اطلاع هم در دو قسمت بايد باشد : يكى علم و اطلاع كامل از خود دين ، ديگر علم و اطلاع از اوضاع جهان و جريانهاى اجتماعى . در باب اخلاص هم دو مطلب ذكر كردم كه مورد احتياج روز ماست : يكى اينكه منبر ، كرسى دلّالى براى شخصيتها قرار نگيرد ؛ ديگر اينكه وسيلهء مبارزه با نقاط ضعف اجتماع باشد نه وسيلهء بهره‌بردارى از نقاط ضعف آن . خطيب بايد مردم را در جريان وقايع بگذارد قسمت سوم دستور امام رضا عليه السلام اين بود : وَ يُخْبِرُهُمْ بِما يَرِدُ عَلَيْهِمْ مِنَ الْآفاقِ مِنَ الْاحْوالِ الَّتى فيهَا الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ يعنى آنها را آگاه كند به جريانهاى خوب يا بدى كه در آفاق دوردست براى عالم اسلام اتفاق مىافتد . « آفاق » جمع افق است ، مقصود نقطهء دوردست است . جريانهايى در نقاط دوردست جامعهء اسلامى واقع مىشود و مردم بىخبرند و نمىدانند چه گذشته است . خطيب بايد آنها را به مردم بگويد . خلاصهء كلام ، اوضاع خارجى و داخلى دوردست را به مردم بگويد . آيا شما اطلاع داريد كه در دنيا بر سر مسلمانان چه مىآيد ؟ آيا از سياست خارجى عالم اسلام يك كلمه باخبريد ؟ همهء اينها را بايد خطيب به مردم بگويد . مثلًا حادثهء الجزاير پيش آمده . اين حادثه را اولين بار خطبا بايد به اطلاع مردم