مرتضى مطهرى

344

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

روايتى در اين زمينه از حضرت رضا عليه السلام نقل كردم عمل كرد . بسيار دستور جامعى است . ما كه نماز جمعه نداريم كه آن دستور را در خطابهء جمعه مورد استفاده قرار دهيم ، پس لااقل در همين منابر و خطابه‌ها كه از بركت حسين بن على عليه السلام بپاست به آن دستور عمل كنيم . وظايف خطيب روايتى كه ديشب از حضرت رضا عليه السلام خواندم وظيفهء خطيب را در سه قسمت بيان كرده بود . در قسمت اول فرمود : انَّما جُعِلَتِ الْخُطْبَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ لِانَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ فَارادَ انْ يَكونَ لِلْاميرِ سَبَبٌ الى مَوْعِظَتِهِمْ وَ تَرْغيبِهِمْ فِى الطّاعَةِ وَ تَرهيبِهِمْ مِنَ الْمَعْصِيَةِ . يعنى در روز جمعه همه حاضر مىشوند و يك مجمع عمومى از مسلمانان تشكيل مىگردد . اسلام مىخواهد كه اين براى پيشوا و زعيم مسلمين وسيله‌اى باشد كه مردم را موعظه كند ، به طاعت خدا تشويق و از گناهان برحذر دارد . موعظه يكى از وظايف خطابه و منبر ، موعظه است . موعظه - همانطور كه ديشب عرض كردم - كلامى است كه به دل نرمى و رقّت مىدهد ، قسوت را از دل مىبرد ، خشم و شهوت را فرو مىنشاند ، هواهاى نفسانى را تسكين مىدهد ، به دل صفا و جلا مىدهد . هيچ كس نيست كه از موعظه بىنياز باشد و هيچ جامعه‌اى هم نيست كه احتياج به موعظه نداشته باشد . موعظهء واقعى كه راستى در دل اثر كند جز به وسيلهء دين ممكن نيست . مواعظ دين است كه مىتواند بر روى دلها اثر بگذارد و به دلها خشوع بدهد . البته گذشته از اينكه موعظه بايد از زبان دين گفته شود ، خود واعظ نيز بايد از سخنان خود متأثر باشد و از دل موعظه كند . هيچ فردى از موعظه بىنياز نيست . ممكن است فردى از تعليم شخص ديگرى بىنياز باشد اما از موعظهء او بىنياز نيست ؛ زيرا دانستن ، يك مطلب است و متذكر شدن و تحت تأثير تلقين يك نفر واعظ مؤمن متقى قرار گرفتن مطلب ديگر است .