مرتضى مطهرى

342

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مردم آنقدر كه به نام حسين بن على جمع مىشوند به نام ديگرى جمع نمىشوند . خوب استفاده‌اى كردند كه چنين سنتى برقرار كردند . حالا در اين قسمت چه جور عمل مىشود ، آن ديگر بستگى دارد به وضع گوينده و شايستگى او . او مىتواند اصول عقايد بگويد ، معالم دين را بگويد ، موعظه كند ، مردم را به حلال و حرام آگاه كند ، مصالح دين و دنياى مردم را بگويد . مردم به هر حال از بركت حسين ابن على آماده‌اند . اين ديگر بستگى دارد به اينكه گوينده شايستگى بيان اين حقايق را داشته باشد يا نداشته باشد . حالا كه اين جور است پس بايد دربارهء اين قضيه فكر كرد و نقايص آن را اصلاح كرد ، هم از جنبهء مرثيه‌خوانى و هم از جنبهء ارشاد و هدايت مردم . ضرورت اصلاح وضع مرثيه‌خوانى از جنبهء اول بايد كسانى كه مرثيه‌خوانى مىكنند توجه داشته باشند به فلسفهء قيام سيدالشهداء و به فلسفهء دستوراتى كه ائمهء اطهار دربارهء عزادارى داده‌اند . بىجهت دستورى نداده‌اند . بايد فلسفهء قيام سيدالشهداء و هم فلسفهء عزادارى آن حضرت را به مردم بگويند و مردم را آگاه كنند . بايد مكرر اين مطلب را بگويند ، نه يك بار و دو بار و ده بار و صد بار ، هميشه بايد به گوش مردم خوانده شود . بايد گويندگان بصيرى باشند تا بتوانند حقايق نهضت حسينى را بگويند نه اينكه معلوماتشان منحصر باشد به جُنگ مرحوم آقا ، يا مأخذ و مدركشان - به اصطلاح خود اهل منبر - لسان الذاكرين و صدر الواعظين باشد ، حرفهايى باشد كه از يكديگر شنيده‌اند . مىگويند فلانى اين مطلب را از كجا نقل مىكرد ؟ جواب مىدهند از لسان الذاكرين و يا از صدر الواعظين . مقصودشان اين است كه در كتابى نديده ، از زبان اين و آن شنيده است . داستانها در اين زمينه هست و اگر طول نمىكشيد ، بعضى از آنها را امشب براى شما نقل مىكردم كه چگونه يك دروغ كه يك نفر در يك جا جعل كرده به سرعت رواج گرفته و از اين به آن رسيده و كم‌كم از شهرى به شهرى و از منطقه‌اى به منطقه‌اى رفته است . قضاياى تاريخى را بايد از كتب معتبر تاريخ و از قول مورخين معتبر نقل كرد . همين « آيتى » يك مورّخى است نسبت به تاريخ صدر اسلام . من به جرئت مىتوانم بگويم در همهء تهران و شايد همهء كشور كسى نداريم كه به تاريخ صدسالهء