مرتضى مطهرى
336
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به عنوان كفارهء گناهان امت واقع شد ، نظير همان عقيدهاى كه مسيحيان دربارهء حضرت مسيح پيدا كردند كه عيسى به دار رفت براى اينكه فداى گناهان امت بشود ؛ يعنى گناهان اثر دارد و در آخرت دامنگير انسان مىشود ، امام حسين شهيد شد كه اثر گناهان را در قيامت خنثى كند و به مردم از اين جهت آزادى بدهد . در حقيقت مطابق اين عقيده بايد گفت امام حسين عليه السلام ديد كه يزيدها و ابنزيادها و شمر و سنانها هستند اما عدهشان كم است ، خواست كارى بكند كه بر عدهء اينها افزوده شود ، خواست مكتبى بسازد كه از اينها بعداً زيادتر پيدا شوند ، مكتب يزيدسازى و ابنزياد سازى بگرد كرد « 1 » . اين طرز فكر و اين طرز تفسير بسيار خطرناك است . براى بىاثر كردن قيام امام حسين و براى مبارزه با هدف امام حسين و براى بىاثر كردن و از بين بردن حكمت دستورهايى كه براى عزادارى امام حسين رسيده ، هيچ چيزى به اندازهء اين طرز فكر و اين طرز تفسير مؤثر نيست . باور كنيد كه يكى از علل - گفتم يكى از علل ، چون علل ديگر هم در كار هست كه جنبهء قومى و نژادى دارد - كه ما مردم ايران را اين مقدار در عمل لاقيد و لاابالى كرده اين است كه فلسفهء قيام امام حسين براى ما كج تفسير شده ، طورى تفسير كردهاند كه نتيجهاش همين است كه مىبينيم . به قول جناب زيد بن على بن الحسين دربارهء مرجئه « 2 » : « هؤُلاءِ اطْمَعُوا الْفُسّاقَ فى عَفْوِ اللَّهِ » يعنى اينها كارى كردند كه فسّاق در فسق خود به طمع عفو خدا جرى شدند . اين عقيدهء مرجئه بود در آن وقت . و در آن وقت عقيدهء شيعه در نقطهء مقابل عقيدهء مرجئه بود ، اما امروز شيعه همان را مىگويد كه در قديم مرجئه مىگفتند . عقيدهء شيعه همان بود كه نصّ قرآن است : الَّذينَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ ، هم ايمان لازم است و هم عمل صالح . تفسير سوم اين است كه اوضاع و احوالى در جهان اسلام پيش آمده بود و به جايى رسيده بود كه امام حسين عليه السلام وظيفهء خودش را اين مىدانست كه بايد قيام كند ، حفظ اسلام را در قيام خود مىدانست . قيام او قيام در راه حق و حقيقت بود . اختلاف و نزاع او با خليفهء وقت بر سر اين نبود كه تو نباشى و من باشم ، آن كارى كه تو مىكنى نكن بگذار من بكنم ؛ اختلافى بود اصولى و اساسى . اگر كس ديگرى هم
--> ( 1 ) . [ پديد آورد . ] ( 2 ) . مرجئه طايفهاى بودند كه معتقد بودند ايمان و اعتقاد كافى است ، عمل در سعادت انسان تأثير ندارد ، اگر عقيده درست باشد خداوند از عمل هر اندازه بد باشد مىگذرد .