مرتضى مطهرى

328

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مصلحتهاى دينى و مصلحتهاى دنيايىشان ، مصالح واقعى مردم را به آنها بگويد . وَ يُخْبِرُهُمْ بِما يَرِدُ عَلَيْهِمْ مِنَ الْآفاقِ مِنَ الْاحْوالِ الَّتى فيهَا الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ ديگر اينكه آنچه در آفاق دوردست از قضاياى خوب و بد به حال مسلمين واقع مىشود به آنها بگويد و به اطلاع آنها برساند و آنها را در جريان بگذارد . حوادثى براى عالم اسلام پيش مىآيد ؛ يك وقت از نوع نويد و بشارت است ، پيشرفتى حاصل شده براى اسلام و افتخارى به دست آمده است و خوب است مردم مطلع شوند ، و يك وقت است حادثهء سوئى براى عالم اسلام پيش آمده ، باز بايد مسلمين از حال يكديگر آگاه بشوند ، مثلًا بدانند كه در اين هفته بر سر برادرانشان در الجزاير يا در نقطهء ديگر دنيا چه آمده است . حالا چرا بايد دو خطابه انشاء بشود ؟ چرا يك خطبه كافى نيست ؟ و آيا فرق است بين آن دو خطبه ؟ در همين حديث ذكر شده : وَ انَّما جُعِلَتْ خُطْبَتَيْنِ لِيَكونَ واحِدَةٌ لِلثَّناءِ عَلَى اللَّهِ وَ التَّحْميدِ و التَّقْديسِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ، وَ الْاخْرى لِلْحَوائِجِ وَ الْاعْذارِ وَ الْانْذارِ وَ الدُّعاءِ لِما يُريدُ انْ يُعْلِمَهُمْ مِنْ امْرِهِ وَ نَهْيِهِ وَ ما فيهِ الصَّلاحُ وَ الْفَسادُ . يعنى علت اينكه دو خطبه فرض شده اين است كه در يكى به حمد و ثناء و تقديس الهى پرداخته شود و در يكى ديگر به ذكر حوائج مردم و ارشاد و موعظهء آنها پرداخته شود . اما همان طورى كه صاحب وسائل الشيعه گفته ، اين جهت همه وقت ضرورت ندارد . امشب به مناسبت بحث خطابه و منبر و اشاره به اين كه ما در اسلام ماده‌اى داريم كه به حسب آن ماده خطابه در متن دين قرار گرفته ، وارد اين بحث شدم ، و اما اينكه چرا [ نماز جمعه ] در شيعه خوانده نمىشود « 1 » مطلب ديگرى است . من خودم شخصاً از كسانى هستم كه نتوانسته‌ام باور كنم كه اين نماز پربركت و با اهميت آن قدر شرايط سنگين و محدودى داشته باشد كه نتيجه‌اش اين باشد كه عملًا منسوخ و متروك شود .

--> ( 1 ) . [ ناظر به قبل از انقلاب اسلامى است . ]