مرتضى مطهرى
321
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يكى به نام خطيب مصرى ، يكى به نام خطيب دمشقى ، يكى به نام خطيب تبريزى ، يكى به نام خطيب حصفكى . اينها همه مردمى بودهاند كه شهرتشان در زمان خودشان و زمانهاى بعد به عنوان سخنسرا بوده است . خوشبختانه امروز هم ما خطباى دينى بزرگ داريم . مرحوم سيد جمال الدين اسدآبادى علاوه بر ساير فضايل ، يك خطيب زبردستى بود ؛ خطابههايى در مصر انشاء مىكرد كه مردم را منقلب مىكرد ، مىگريانيد ؛ مردم را بر حال خودشان مىگريانيد نه بر چيز ديگر . اسلام خطباى بزرگى در دامن خود پرورش داده و اين هم خودش تاريخچهاى دارد . همين قدر خواستم اشارهاى كرده باشم ، فرصت بيشتر از اين نيست . به هرحال از اين نظر رابطهء خطابه با اسلام مثل رابطهء ساير هنرهاست . اسلام در دامن خودش اقسام هنرمندها و صنعتگرها به وجود آورده است . يك طبقهء آنها هم طبقهء خطبا و سخنسرايان و سخنرانان هستند . تأثير اسلام در تحول و تكامل خطابه نظر ديگر دربارهء پيوند خطابه و اسلام ، از جنبهء تأثير مستقيمى است كه اسلام در تحول و پيشرفت خطابه كرده است . اسلام در فن خطابه تأثير داشت ، خطابه را بالا برد ، جلو برد . عرب از فنونى كه مربوط به زبان است يعنى شعر و خطابه و نويسندگى ، شعر را البته داشت . عرب شاعر است ، عرب جاهليت شاعر بوده و هرچند از لحاظ معنا محدود بوده است چون فكر و معلومات و اطلاعاتش محدود بوده است ، ولى در حدود معنايى كه در دستش بوده خوب شعر مىگفته است . اما عرب در خطابه آنقدرها قوى نبوده است . با اين همه اشعارى كه از جاهليت داريم ، خطابه خيلى كم داريم ، داريم ولى كم داريم . فنّ سومش كه نويسندگى است اصلًا هيچ از عرب جاهليت اثر كتابت و نويسندگى باقى نمانده است ، كتابى باقى نمانده كه اثر و نوشتهء عرب جاهليت باشد . اسلام كه پيدا شد ، در هر سه قسمت تأثير كرد : در شعر تأثير كرد يعنى به معناى شعر وسعت داد ( اشعار اسلامى با اشعار جاهلى از لحاظ معنا بسيار متفاوت است ) ، در خطابه تحول عظيم ايجاد كرد و كتابت و نويسندگى را ابداع كرد . كتابى هست به نام جمهرة خطب العرب ، مجموعهاى است از خطب عرب در جاهليت و در اسلام . اگر به خطبههاى عرب جاهلى نگاه كنيد ، از لحاظ معانى خيلى