مرتضى مطهرى
304
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ . . . « 1 » . آيه زياد است ، اگر بخواهيم آيات و احاديث را بخوانيم طول مىكشد ، فقط يك جمله از على عليه السلام در عهدنامهاى كه به مالك اشتر نوشته است نقل مىكنم . به مالك ، فرماندار خودش ، چنين خطاب مىكند : وَ لَيْسَ شَىْءٌ أدْعى الى تَغْييرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ اقامَةٍ عَلى ظُلْمٍ « 2 » . مالك ! هيچ چيزى براى اين كه نعمتى را كه در قومى هست از آنها سلب كند و نقمت الهى را به قومى جلب كند مانند ظلم نيست . پس يكى از امورى كه در قرآن به عنوان عامل بقاى يك امت ذكر شده است عدالت است و عامل فنا و اضمحلال يك امت ظلم است . 2 . فساد اخلاق اصل دومى كه از قرآن مجيد در اين زمينه مىتوان استنباط كرد صلاح و فساد اخلاق فردى است . جامعه از افراد تشكيل مىشود . شخصيت افراد به اخلاق و خُلقيات و ملَكات و فضائلشان است . جامعهاى قابل بقاست كه افرادش دچار فساد اخلاق نباشند . افرادى كه به « راحتى » خو گرفتهاند ، به عياشى و هرزگى خو گرفتهاند ، به قمار و شراب خو گرفتهاند ، به رشوه خو گرفتهاند ، به ربودن حقوق يكديگر خو گرفتهاند ، به قساوت نسبت به يكديگر خو گرفتهاند افراد فاسدى هستند . وَ اذا ارَدْنا انْ نُهْلِكَ قَرْيَةً امَرْنا مُتْرَفيها فَفَسَقوا فيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْميراً « 3 » . مسئلهء مترفين را طرح مىكند . از ناحيهء مترفين فسق و فجور و فساد اخلاق در جامعه راه پيدا مىكند ، پشت سرش هم به تعبير قرآن تدمير ، هلاكت ، از بين رفتن [ است . ] جامعه از افراد ساخته مىشود ولى [ به اين صورت كه ] از افراد تركيب مىشود . يك مركّب اگر بخواهد در طبيعت به وجود بيايد ، بايد هم اجزاى تشكيلدهندهء آن سالم و صحيح باشد و فاسد نباشد و هم وقتى كه تركيب مىشوند ، به نسبت معينى تركيب شوند براى اين كه يك مزاج ( به اصطلاح قدما ) پيدا شود و اينها يكديگر را جذب و در يكديگر تأثير و تأثر كنند . اگر اجزاى تشكيلدهنده فاسد باشد ( مثل اين كه ساختمانى را با آهنهاى زنگزده ، آجرهاى پوسيده ، گچهاى
--> ( 1 ) . قصص / 4 . ( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 . ( 3 ) . اسراء / 16 .