مرتضى مطهرى
296
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اسلام كاملًا دو مسئله است [ و اين يك ] مسئلهء جدى در عالم اسلام است . از آن پس نهضتهايى در درون دنياى اسلام پيدا مىشد عليه دستگاه خلافت و به نفع اسلام . خلافت در يك طرف قرار گرفت و اسلام در طرف ديگر . اين ماسك از چهرهء خلافت دور شد ، مردم فهميدند كه اسلام را با خلافت نبايد يكى بدانند ؛ حقيقت اسلام جاى ديگر است ، بلكه الدّ خصام و دشمنترين دشمنان اسلام همينهايى هستند كه در لباس خلافت اسلامى دارند به نام اسلام حكومت مىكنند . اگر اين حادثه نبود ، ملتهايى كه به اسلام گرايش پيدا كرده بودند وقتى كه خلفاى پيغمبر اسلام را به اين شكل مىديدند ، عقيدهء آنها اين مىشد كه ما چه مىدانيم ، شايد خود پيغمبر - العياذباللَّه - از همين رديف بوده ؛ خليفههايش را كه ما مىبينيم از همين رديفاند . ولى وقتى كه آل پيغمبر ، اولاد پيغمبر در مقابل اينها قيام كردند و اينها را نفى كردند ، مسلمين فهميدند كه بايد ميان اسلام و خلافت اسلامى تفكيك كنند . اين تفكيك را حسين بن على با ريختن خونش در راه اسلام كرد . چرا ايرانيان با بنىاميه جنگيدند در حالى كه در عمق روح خودشان نسبت به اسلام وفادار بودند ؟ اين حقيقتى بود كه به وسيلهء على عليه السلام و حسين بن على عليه السلام به مردم تفهيم شده بود كه اسلام يك مسئله است ، خلفاى اسلامى مسئلهء ديگر هستند . اين بود كه ايرانيها قيام كردند . منتها آنها خيال مىكردند كه اگر بنىالعباس خليفه بشوند آنها حقيقت اسلام را اجرا خواهند كرد . بنىالعباس هم از اين وعدهها زياد مىدادند . بنىالعباس خليفه شدند ، آنها هم [ همان راه ] بنىاميه را در پيش گرفتند . اين بود كه بعدها ايرانيها به فكر استقلال سياسى خودشان افتادند . از آن زمان بيشتر خودشان را در دامن اسلام انداختند . خودشان را از دستگاه خلافت جدا كردند . واقعاً آزادانه به اسلام گرايش پيدا كردند و ايرانيها بزرگترين خدمتها را به اسلام در دورهء آزادى سياسى خودشان يعنى در دورهاى كه خلافت را طرد مىكردند انجام دادند . البته بنىالعباس خيلى سياستمدارتر و نيرنگبازتر و منافقتر از بنىاميه بودند و تا حد زيادى به دنيا اعلام كرده بودند كه خلافت آنها جنبهء تقدس دارد . باز هم ما مىبينيم كه اولياى امور يعنى امرا و حكامى كه در هرجا پيدا مىشدند مردم قبول نمىكردند مگر اينكه [ مرسولى ] از خليفهء عباسى داشته باشند يعنى خليفه خلافت او را امضا كرده باشد ، گو اينكه حكم خليفه حكم تشريفاتى شده بود . تا بعد يك عالم بسيار روشنبين و روشنفكر شيعى پيدا شد كه اين سمبل دروغين را نيز درهم كوبيد