مرتضى مطهرى

287

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است ، چقدر جوفروشى و گندم‌نمايى است ، گندم مىنمايانند ولى جو به مردم مىفروشند . اين امر اختصاص به جريان دينى و انقلابهاى دينى ندارد . همهء انقلابهاى دنيا همين‌جور است . انقلابهاى آزاديخواهى كه در دنياى اروپا پيدا شده ، انقلابهاى مشروطيت كه در كشور ما و كشورهاى ديگر دنيا پيدا شده ، انقلابهاى سوسياليستى و كمونيستى كه در دنيا پيدا شده است ، تمام اينها مصداق اين جريان است . خودشان قبول دارند منتها مدعى هستند كه ما نمىگذاريم [ اين آفت رخ بدهد . ] مثلًا يك جريان [ نهفته‌اى ] در آزادى و در دموكراسى به وجود مىآيد ، مردم هم راضى مىشوند . بعد اين انقلاب شكل خودش را حفظ مىكند و عده‌اى خيال مىكنند واقعاً حقيقت را دارند ولى توجه ندارند كه ممكن است اين انقلاب از درون از بين رفته باشد . لهذا به اين فكر مىافتند كه چه بكنيم كه حالا كه ظاهر را داريم باطن را هم داشته باشيم ؟ يا در همين جريانهاى كمونيستى و اشتراكى كه لااقل براساس مساوات است آيا عملًا آن حقيقت هست يا نيست و بدون اينكه مردم بفهمند دومرتبه راهش را عوض مىكنند ، باز مىشود همان استبداد ؛ روحش همان روح است و شكل ، شكل خودش . چينىها كه هر چند وقت يك بار مىگويند ما داريم انقلاب را تجديد مىكنيم و ادامه مىدهيم حرفشان اين است كه ما اين آفت طبيعى كه در هر انقلابى رخ مىدهد - و مدعى هستند كه انقلاب كمونيستى شوروى خودش يك تجربه است - و به موجب آن انقلاب خود به خود مسيرش را عوض مىكند در حالى كه ظاهرش محفوظ مانده و باطنش از بين رفته است ، [ اين آفت را از بين مىبريم . ] مدعى هستند كه ما مىخواهيم اين باطن را همين‌طور كه هست نگاه داريم نه تنها پوسته و قشر را . اشارهء قرآن به جريان نفاق بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله خيلى عجيب است كه ما مىبينيم در قرآن كريم مطلبى به طور اشاره آمده است ، بعد در تفاسير اين مطلب بيان شده است ، تاريخ هم تأييد مىكند كه حقيقت است : وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتى ارَيْناكَ الّا فِتْنَةً لِلنّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعونَةَ فِى الْقُرْ انِ وَ