مرتضى مطهرى

275

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جنگهاى دفاعى - زمين تباه شده بود و زمينى نبود ، زمين را قسمتى از جنگها نجات داده است . وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً « 1 » . گويى در اينجا مخاطبش كشيشها هستند كه مذهب و جهاد را ضد يكديگر مىدانند و مىگويند اگر مذهب است مسئلهء جهاد ديگر يعنى چه ؟ قرآن مىگويد اگر جهادها براى دفع فسادها نمىبود اين معبد جنابعالى هم وجود نداشت . آن كليسا معبد مسيحى ، آن معبد يهودى ، آن معبد زردشتى ، آن معبد اسلامى و به طور كلى معابد وجود خودشان را مديون جهادها و دفاعها هستند و الّا هميشه افراد فاسد و مفسد كه در جامعه هستند ، آنها كه پايبند به هيچ وجدان و ايمانى نيستند دست به كار مىشوند ، ما هم بگوييم دين و مذهب با اين كارها مخالف است ! اين همان حرفى است كه گفت : سنگ را بسته سگ رها كرده ؛ سنگ را ببنديد سگ را رها كنيد . ولى با همهء اينها قرآن اين مطلب را قبول ندارد كه همهء جنگها و تنازعها و تضادها ريشهء طبقاتى دارد . هم به ريشه‌هاى طبقاتى اشاره مىكند و آن را قبول مىكند و هم به ريشه‌هاى وجدانى و ايمانى و ما فوق طبقاتى ؛ و اسلام در تعليم و تربيت خودش تكيه‌اش بيشتر روى اين دومى است . آنجا كه تضاد ، طبقاتى باشد از نظر اسلام ارزشى ندارد ؛ ارزشش آن وقت است كه ما فوق طبقاتى باشد ، يعنى به خاطر حق و حقيقت باشد نه به خاطر وضع خاص و منافع خاص خودم ؛ مثل [ تضاد ] على عليه السلام [ با دشمنانش . ] على آنجايى كه ديگرى حقش را - ولو يك ريال - غصب مىكرد ، تا آن دم آخر دست از احقاق حق خودش برنمىداشت : ديگرى ظلم كرده ، حق مرا غصب كرده ، من بايد از او بگيرم ، و مىگرفت ولى براى چه ؟ آيا براى اينكه چرا بهره‌اش را تو ببرى و من نبرم ؟ وقتى كه در اختيارش قرار مىگرفت آنگاه با اختيار خودش آن را در اختيار مستحقان قرار مىداد . بنابراين على عليه السلام از حق دفاع مىكرد . زهرا عليها السلام از حق دفاع مىكرد نه از پول و نه از سرزمين فدك ؛ يعنى [ در نظر او ] سرزمين فدك به اعتبار اينكه درآمدى دارد و پولى از بين رفته است ارزشى نداشت ولى به اعتبار اينكه چرا حق من بايد پايمال بشود و دفاع از حق در اسلام مقدس و لازم و ضرورى است ارزش داشت . آيه‌اى كه

--> ( 1 ) . حج / 40 .