مرتضى مطهرى
229
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
احسان نزديك به يكديگرند نه عين هم ، زيرا احسان اعمّ است از جود ، هم شامل بخششهاى مالى است و هم شامل ساير نيكى رساندنها . مثلًا اگر شما دست عاجزى را بگيريد و او را از اين طرف خيابان به آن طرف خيابان ببريد جود نكردهايد ، احسان كردهايد ، و اگر جاهلى را تعليم يا گمراهى را ارشاد كنيد باز احسان كردهايد نه جود . عدالت ، فلسفهء اجتماعى غرضم از نقل اين سؤال و جواب اين بود كه توجه پيدا شود كه علىّ مرتضى به عدل از چه ديدى مىنگريسته ، آيا از جنبهء فردى و شخصى نگاه مىكرده يا بيشتر به جنبهء اجتماعى توجه داشته ؟ از اين سؤال و جواب و تحليلى كه در جواب فرمود ، معلوم شد كه به جنبهء اجتماعى مطلب توجه داشته . اين است كه از يك طرف از سخنان على و از طرف ديگر از عمل او ، مخصوصاً از طرز عملى كه در دورهء زعامت و حكومت خود انجام داد ، معلوم مىشود كه عدالت به صورت يك فلسفهء اجتماعى اسلامى مورد توجه مولاى متقيان بوده و آن را ناموس بزرگ اسلامى تلقى مىكرده و از هر چيزى بالاتر مىدانسته ، سياستش بر مبناى اين اصل تأسيس شده بود ، ممكن نبود به خاطر هيچ منظورى و هدفى كوچكترين انحراف و انعطافى از آن پيدا كند . و همين امرْ يگانه چيزى ، بلى يگانه چيزى بود كه مشكلاتى زياد برايش ايجاد كرد و ضمناً همين مطلب يك مفتاح و كليدى است براى يك نفر مورخ و محقق كه بخواهد حوادث خلافت على را تحليل كند . على عليه السلام فوقالعاده در اين امر تصلّب و تعصب و انعطافناپذيرى به خرج مىداد . دربارهء تصلّب على عليه السلام در امر عدالت - كه از نظر و تعبيرى بايد گفت عدالت و از نظر و تعبيرى بايد گفت حقوق بشر - همين بس كه فلسفهء پذيرفتن خلافت را بعد از عثمان ، بهم خوردن عدالت اجتماعى و منقسم شدن مردم به دو طبقهء سيرِ سير و گرسنهء گرسنه ذكر مىكند و مىفرمايد : لَوْ لا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ ، وَ ما أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَماءِ أنْ لا يُقارُّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلومٍ ، لَألْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها وَ