مرتضى مطهرى
193
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كه نگاه مىكنيم مىبينيم پيغمبر اكرم از دو دسته بيمناك و خائف است . يك دسته عالم ، زيرك ولى منافق ، ظاهر مسلمانِ باطن كافر ، و يك عدهء ديگر مسلمان عابد اما بىبصيرت و جاهل . حديث ديگر حديث ديگرى از پيغمبر هست ، فرمود : قَصَمَ ظَهْرى رَجُلانِ : عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ . آن حديث هم مضمون اين دو حديث را بيان مىكند . فرمود دو دسته كمر مرا شكستند . شكستن كمر پيغمبر يعنى چه ؟ يك وقت يك كسى گناهكار است اما يك گناهكارى كه اثر سوء گناهش فقط به خودش مىرسد ، شرش فقط متوجه خودش مىشود . ولى يك كسى هست كه انحرافش سبب مىشود كه راه بر پيغمبر بسته بشود ، يعنى مردم را گمراه مىكند و از راه بيرون مىبرد . اين است كه پيغمبر اكرم فرمود دو دسته كمر مرا خرد كردند و شكستند ، يعنى اين دو دسته سد راه اسلامند ، نه تنها خودشان عاصى و گناهكار و بدبخت و شقى و جهنمى هستند ، بلكه سد راه اسلامند ، سبب گمراهى مسلمين ديگر هستند : عالم پردهدر و جاهل متعبد و متنسك . اين هم همان مضمون است . جامعهء اسلامى را خطر از داخل تهديد مىكند حال از اينها چه مىفهميم ؟ از اينها اين را مىفهميم كه قرآن در درجهء اول و بعد كلمات پيغمبر اكرم هميشه به ما اين جور مىگويد كه جامعهء اسلامى را خطر از داخل خود تهديد مىكند ، از ناحيهء يك اقليت منافق زيرك و يك اكثريت جاهل سادهدل ولى متعبد . آن زيركها اگر اين جاهلها نباشند كارى نمىتوانند بكنند ؛ آن جاهلها هم اگر اين زيركها نباشند كسى آنها را به راه كج نمىبرد . حال شما از اينجا مىتوانيد بفهميد كه چطور شد جامعهء اسلامى از ناحيهء يك اقليت منافق متمرد و يك اكثريت سادهدل ولى مؤمن و باايمان به اين روز افتاد يعنى اينها سبب شدند كه اين تأكيدها و اصرارهايى كه پيغمبر اكرم كرد در عمل بىنتيجه بماند ، يعنى آن عدهء منافق مردم را از راه منحرف كردند بدون آنكه خود مردم بفهمند كه از راه منحرف شدهاند . اغفال كردند .