مرتضى مطهرى

170

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

غير خدا هم هستم ، تسليم نفس امّاره هم هستم ، تسليم طاغوت و شيطان هم هستم ؛ آن هم آزاديى كه اسلام مىخواهد نيست . اين ، معنى آزادى و اين هم راه احتياج انسان به آزادى و اين هم تفاوت ميان آزاديى كه انسان دارد و آزاديى كه گياه و حيوان دارد . آزادى اسلامى آزادى تنها شعار و حماسه نيست ، تنها زنده‌باد و مرده‌باد نيست ، تنها دم از آزادى زدن نيست . آزادى يك سلسله اصول و مبانى دارد . تا آن اصول و مبانى در روح انسان جايگزين نشود ، تا آن فرمول و نقشه در روح انسان و در اجتماع انسان پياده نشود آزادى فقط حرف و لفظ است ، از قبيل آزاديى مىشود كه فرنگيها در دنيا اعلام مىكنند . آزادى مىگويند براى سلب آزادى . آزادى مىگويند و در زير نام آزادى اسارت و بردگى است . مىخواهم دربارهء آزادى اسلامى صحبت بكنم و چون وقت ما كم است و در يك ساعت نمىشود اين مطلب را به قدر كافى توضيح داد به طور فشرده عرايض خودم را عرض مىكنم . دو قسم آزادى آزادى اولًا بر دو قسم است و تا هر دو قسمش در جامعهء بشرى تحقق پيدا نكند آزادى به معنى واقعى در جامعهء بشر هرگز وجود پيدا نمىكند . هر دو قسمش هم وابسته به هم و توأم با يكديگر است . دو قسم آزادى عبارت است از آزادى معنوى و آزادى اجتماعى . برتراند راسل در كتاب اميدهاى نو مطلب معروفى دارد ، مىگويد انسان هميشه با سه چيز در جنگ بوده است يا سه چيز با انسان در جنگ بوده است : يكى طبيعت بىروح و بىجان ، سرما و گرما و سيل و زلزله و مرگ و بيمارى و مانند اينها . ديگر ، افراد بشر . هميشه بشر از ناحيهء افراد ديگر و همنوعان خودش دچار مزاحمتها بوده است و مزاحمتهايى كه بشر از ناحيهء همنوعان خودش مىبيند كمتر از مزاحمتهايى كه از خلقت و طبيعت بىجان مىبيند نيست بلكه بيشتر است . نوع سوم مبارزه‌اى است كه انسان هميشه با نفس خودش دارد . البته او به مفهوم ديگرى مىگويد كه اساس روان‌شناسى دارد و منظورش حرفهاى ديگرى است ولى اصل مطلبش درست است ؛ مبارزهء ديگرى هم انسان با روح و نفس خودش دارد .