مرتضى مطهرى
81
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اينكه در اروپاى امروز مذهب نقش ندارد و نقش خود را در گذشته ايفا كردهاست ، نقش مذهب را در ايران نيز تمام شده تلقى نكند ، كه نه ايران اروپاست و نه اسلام مسيحيت است . روشنفكر ايرانى بايد از اين منبع عظيم حركت و انرژى ، براى نجات مردم خود بهرهگيرى نمايد و البته شروطى دارد . اولين شرط اين است كه از متوليان و پاسداران فعلى مذهب خلع يد نمايد . در پاسخ اين روشنفكران محترم بايد عرض كنيم كه اولًا اسلام در ذات خود يك « حقيقت » است نه يك « مصلحت » ، يك « هدف » است نه يك « وسيله » ، و تنها افرادى مىتوانند از اين منبع انرژى اجتماعى بهرهگيرى نمايند كه به اسلام به چشم « حقيقت » و « هدف » بنگرند نه به چشم « مصلحت » و « وسيله » . اسلام يك ابزار نيست كه در مقتضيات قرن 16 مورد استفاده قرار گيرد و در مقتضيات قرن بيستم به تاريخ سپرده شود . اسلام صراط مستقيم انسانيت است . انسان متمدن به همان اندازه به آن نيازمند است كه انسان نيمه وحشى ، و به انسان پيشرفته همان اندازه نجات و سعادت مىبخشد كه به انسان ابتدايى . آن كه به اسلام به چشم يك وسيله و يك مصلحت و بالاخره به چشم يك امر موقت مىنگرد كه در شرايط جهانى و اجتماعى خاص فقط به كار گرفته مىشود ، اسلام را به درستى نشناخته است و با آن بيگانه است . پس بهتر آنكه آن را به همان كسانى وابگذاريم كه به آن به چشم حقيقت و هدف مىنگرند نه به چشم مصلحت و وسيله ، آن را مطلق مىبينند نه نسبى . ثانياً اگر اسلام به عنوان يك وسيله و ابزار ، كارآمد باشد قطعاً اسلام راستين و اسلام واقعى است ، نه هرچه به نام اسلام قالب زده شود . چگونه است كه بهرهگيرى از هر ابزار و وسيلهاى تخصص مىخواهد و بهرهگيرى از اين وسيله تخصص نمىخواهد ؟ ! خيال كردهايد هر مدعى روشنفكرى كه چند صباح با فلان پروفسور صبحانه صرف كرده است قادر خواهد بود اسلام راستين را از اسلام دروغين بازشناسد و به سود جامعه از آن استفاده نمايد ؟ ! ثالثاً متأسفانه بايد عرض كنم كه اين روشنفكران محترم كمى دير از خواب برخاستهاند ، زيرا متولّيان قديمى اين منبع عظيم حركت و انرژى نشان دادند كه خود طرز بهرهبردارى از اين منبع عظيم را خوب مىدانند و بنابراين فرصت خلع يد به كسى نخواهند داد . بهتر است كه اين روشنفكران عزيز كه هر روز صبح به اميد « انتقال » از خواب