مرتضى مطهرى

79

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خواهيد گفت : اسلام خود ، حركت و جنبش است كه به وجود خود ادامه مىدهد نه بنياد و نظام . پاسخ اين است كه اسلام نه حركت است و نه متحرك ، نه جنبش است و نه جنبنده . اين جامعهء اسلامى است كه در مدار اسلام و صراط مستقيم اسلام در حركت است و يا بايد در حركت باشد نه اسلام . ثالثاً البته صحيح است كه گاهى يك جريان موج خيز و حركت زاى اجتماعى ، روح خود را از دست مىدهد و از آن جز يك سلسله آداب و تشريفات بىاثر باقى نمىماند . اميرالمؤمنين فرمود اسلام به دست امويها مانند ظرفى كه وارونه شود و محتوايش بيرون بريزد و جز خود ظرف باقى نماند ، وارونه مىشود و از محتواى خود خالى مىشود ( يُكْفَأُ الْاسْلامُ كَما يُكْفَأُ الْاناءُ ) « 1 » . و ما با شما همراهى كرده ، نام اين پديدهء اجتماعى را تبديل حركت به بنياد مىنهيم . با ذكر يك مثال توضيح مىدهم : عزادارى سنتى امروز امام حسين عليه السلام تبديل حركت به بنياد است . اين عزادارى كه به حق در باره‌اش گفته شده : مَنْ بَكى اوْ ابْكى اوْ تَباكى وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ كه حتى براى تباكى ( خود را شبيه گريه كن ساختن ) هم ارزش فراوان قائل شده ، در اصلْ فلسفه‌اش تهييج احساسات عليه يزيدها و ابن زيادها و به سود حسين‌ها و حسينىها بوده . در شرايطى كه حسين به صورت يك مكتب در يك زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعى معين و نفى كنندهء راه و روش موجود معين ديگرى است ، يك قطره اشك برايش ريختن واقعاً نوعى سربازى است . در شرايط خشن يزيدى ، در حزب حسينىها شركت كردن و تظاهر به گريه كردن بر شهدا نوعى اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقيقت نوعى از خود گذشتگى است . اينجاست كه عزادارى حسين بن على يك حركت است ، يك موج است ، يك مبارزهء اجتماعى است . اما تدريجاً روح و فلسفهء اين دستور فراموش مىشود و محتواى اين ظرف بيرون مىريزد و مسئله شكل يك عادت به خود مىگيرد كه مردمى دور هم جمع بشوند و به مراسم عزادارى مشغول شوند ، بدون اينكه نمايانگر يك جهتگيرى خاص اجتماعى باشد و بدون آنكه از نظر اجتماعى عمل معنىدارى به شمار رود ، فقط براى كسب ثواب ( كه البته ديگر ثوابى هم در كار نخواهد بود ) مراسمى را مجرّد

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 101 .