مرتضى مطهرى
89
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
همسر جنيد خواست حركت كند و برود . جنيد گفت : شبلى در حالى است كه از تو بى خبر است ، بنشين . همسر جنيد نشست . جنيد مدتى با شبلى سخن گفت تا كم كم شبلى شروع كرد به گريه . جنيد به همسرش گفت : اكنون خود را مستور ساز كه شبلى در حال به خود آمدن است . حافظ : چو هر « خبر » كه شنيدم رهى به حيرت داشت * از اين سپس من و ساقى و وضع « بى خبرى » ايضاً حافظ : حضورىگر همى خواهى از او غايب مشو حافظ * مَتى ما تَلْقَ مَنْ تَهْوى دَعِ الدُّنْيا وَ اهْمِلْها عرفا حالى را كه به اولياء اللَّه در حال نماز دست مىداد كه از خود و اطراف خود به كلى بىخبر مىماندند ، به همين نحو تفسير مىكنند . بعداً خواهيم گفت كه چيزى از « غيبت » بالاتر هم هست ، و آنچه در اولياء اللَّه بوده است از آن قبيل است 10 ، 11 ، 12 ، 13 . ذوق ، شُرب ، رَى ، سُكر ذوق يعنى چشيدن . عرفا معتقدند كه اطلاع علمى به چيزى جاذبه و كشش ندارد . شوق و انجذاب فرع بر چشيدن است . بوعلى در اواخر نمط هشتم اشارات به مناسبتى همين مطلب را يادآورى مىكند و « عَنين » را مثال مىآورد ، مىگويد : عنين چون فاقد غريزهء جنسى است و آن لذت را نچشيده است ، هر مقدار آن لذت برايش توصيف شود اشتياقى در او پديد نمىآيد . پس ذوق ، چشيدن لذت است . ذوق عرفانى يعنى درك حضورى لذات حاصل از تجلّيات و مكاشفات . چشيدن ابتدايى « ذوق » است ، ادامه يافتن آن « شرب نوشيدن » است و سرخوش شدن « سُكر » است ، پر شدن از آن « رى سيراب شدن » است . عرفا معتقدند آنچه از ذوق دست مىدهد تساكر است نه سكر ، و آنچه از شرب دست مىدهد سكر است ، ولى حالت حاصل از پر شدن ، به خود آمدن ( صَحو ) است . در كلمات عرفا به همين مناسبت سخن از مىو شراب زياد آمده است .