مرتضى مطهرى
87
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
« الْوَقْتُ سَيْفٌ قاطِعٌ » يعنى وقت شمشير بُرنده است . منظور اين است كه حكم وقت قاطع و برنده است ، تخلّف از آن كُشنده است 2 ، 3 . حال و مقام از اصطلاحات شايع عرفا اصطلاح حال و مقام است . آنچه بدون اختيار بر قلب عارف وارد مىشود « حال » است ، و آنچه او آن را تحصيل و كسب مىكند « مقام » است . حال زودگذر است و مقام ، باقى . گفتهاند احوال مانند برقِ جهندهاند كه زود خاموش مىشوند . حافظ : برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد سعدى : يكى پرسيد از آن گمگشته فرزند * كهاى روشن روان پير خردمند ز مصرش بوى پيراهن شنيدى * چرا در چاه كنعانش نديدى بگفتا « حال » ما « برق » جهان است * دمى پيدا و ديگر دم نهان است گهى بر طارم اعلى نشينيم * گهى تا پشت پاى خود نبينيم اگر درويش در « حالى » بماندى * سر و دست از دو عالم برفشاندى در درسهاى پيش ، از نهج البلاغه اين جملهها را نقل كرديم : قَدْ احْيا عَقْلَهُ وَ اماتَ نَفْسَهُ ، حَتّى دَقَّ جَليلُهُ وَ لَطُفَ غَليظُهُ وَ « بَرَقَ لَهُ لامِعٌ كَثيرُ الْبَرْقِ » . . . . عرفا آن برقهاى جهنده را « لوائح » و « لوامع » و « طوالع » مىنامند با اختلافى كه در درجات و مراتب و ميزان شدت و مدت بقاى اين درخششها هست 4 ، 5 . قبض و بسط اين دو كلمه نيز از نظر عرفا معنى و مفهوم خاص دارد . « قبض » يعنى حالت گرفتگى روح عارف و « بسط » يعنى حالت شكفتگى و بازى روح . عرفا دربارهء قبض و بسط