مرتضى مطهرى

85

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يا جامعه شناسان كه عملًا وارد اين واديها نشده‌اند و اين اطوار نفس را از نزديك مشاهده و مطالعه نكرده‌اند حق ندارند در اين مسائل قضاوت كنند ، تا چه رسد به ساير طبقات . اين اصطلاحات بر خلاف اصطلاحات عرفان نظرى ، قديمى است ؛ لااقل از قرن سوم يعنى از زمان ذوالنّون و بايزيد و جنيد سابقه دارد . اينك ما بعضى از اصطلاحات را طبق آنچه قشيرى و ديگران گفته‌اند مىآوريم : 1 . وقت در درس پيش اين اصطلاح را از بوعلى نقل كرديم . اينك بيان خود عرفا را مىآوريم . خلاصهء آنچه قشيرى گفته است اين است كه مفهوم وقت يك مفهوم نسبى و اضافى است . هر حالتى كه عارض عارف شود ، اقتضاى رفتارى خاص دارد . آن حالت خاص از آن نظر كه رفتارى خاص ايجاب مىكند « وقت » آن عارف ناميده مىشود . البته عارفى ديگر در همان حال ممكن است وقت ديگر داشته باشد و يا خود آن عارف در شرايط ديگر وقت ديگر خواهد داشت ، و وقت ديگر رفتار و وظيفه‌اى ديگر ايجاب مىكند . عارف بايد وقت شناس باشد ، يعنى حالتى كه از غيب بر او عارض شده است و وظيفه‌اى كه در زمينهء آن حالت دارد بايد بشناسد ، و هم عارف بايد « وقت » را مغتنم بشمارد . لهذا گفته‌اند : عارف ابن الوقت است . مولوى مىگويد : صوفى ابن الوقت باشداى رفيق * نيست فردا گفتن از شرط طريق وقت مصطلح همان است كه در اشعار عرفانى فارسى از آن به « دم » يا « عيش نقد » تعبير كرده‌اند . مخصوصاً حافظ دربارهء عيش نقد و دم غنيمت شمردن زياد سخن گفته است . افراد ناوارد و يا مغرض كه خواسته‌اند از حافظ توجيهى براى فسق و فجورهاى خود بسازند ، چنين گمان كرده و يا وانمود كرده‌اند كه مقصود حافظ دعوت به لذت گرايى مادى و فراموش كردن آينده و عاقبت و خدا و فرداست ، يعنى همان چيزى كه اروپاييها آن را « اپيكوريسم » اصطلاح كرده‌اند . مسئلهء دم غنيمت شمردن يا عيش نقد يكى از تكيه گاه‌هاى شعر حافظ است .