مرتضى مطهرى

73

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

براى بيان اولين منزل سير و سلوك كه از يك نظر همهء عرفان بالقوّه در آن موجود است ، ناچاريم اندكى توضيح بدهيم . عرفا اولًا به اصلى معتقدند كه با اين جمله بيان مىكنند : « النِّهاياتُ هِىَ الرُّجوعُ الَى الْبِداياتِ » پايانها بازگشت به آغازهاست . بديهى است كه اگر بخواهد نهايت عين بدايت باشد دو فرض ممكن است . يكى اينكه حركت روى خط مستقيم باشد و شىء متحرك پس از آنكه به نقطهء خاصى رسيد تغيير جهت دهد و عيناً از همان راهى كه آمده است باز گردد . در فلسفه ثابت شده است كه چنين تغيير جهتى مستلزم تخلّل سكون است ولو غير محسوس ، بعلاوه اين دو حركت با يكديگر متضاد مىباشند . فرض دوم اين است كه حركت روى خطى منحنى باشد كه همهء فواصل آن خط با يك نقطهء معين برابر باشد ، يعنى حركت روى قوس دايره باشد . بديهى است كه اگر حركت روى دايره صورت گيرد ، طبعاً به نقطهء مبدأ منتهى مىشود . شىء متحرك در حركت روى دايره ، اول از نقطهء مبدأ دور مىشود و به نقطه‌اى خواهد رسيد كه دورترين نقطه‌ها از نقطهء مبدأ است . آن نقطه همان نقطه‌اى است كه اگر قطرى در دايره ترسيم شود از نقطهء مبدأ ، به همان نقطه خواهد رسيد . و همين كه به آن نقطه برسد ، بدون آنكه سكونى متخلّل شود بازگشت به مبدأ ( معاد ) آغاز مىشود . عرفا مسير حركت از نقطهء مبدأ تا دورترين نقطه را « قوس نزول » و مسير از دورترين نقطه تا نقطهء مبدأ را « قوس صعود » مىنامند . حركت اشياء از مبدأ تا دورترين نقطه يك فلسفه دارد . آن فلسفه به تعبير فلاسفه اصل علّيت است و در تعبير عرفا اصل تجلّى است . به هرحال حركت اشياء در قوس نزول مثل اين است كه از عقب رانده مىشوند . ولى حركت اشياء از دورترين نقطه تا نقطهء مبدأ فلسفه‌اى ديگر دارد . آن فلسفه اصل ميل و عشق هر فرع به بازگشت به اصل و مبدأ خويش است ، به عبارت ديگر اصل فرار هر جدا شده و تنها و غريب مانده به سوى وطن اصلى خودش است . عرفا معتقدند كه اين ميل در تمام ذرات هستى و از آن جمله انسان هست ولى در انسان گاهى كامن و مخفى است . شواغل مانع فعاليت اين حس است . در اثر يك سلسله تنبّهات ، اين ميل باطنى ظهور مىكند . ظهور و بروز همين ميل است كه از آن به « اراده » تعبير مىشود . اين اراده در حقيقت نوعى بيدارى يك شعور خفته است . عبدالرزاق كاشانى