مرتضى مطهرى
68
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وسيلهاى كه عارف به كار مىبرد قلب و تصفيه و تهذيب و تكميل نفس است . حكيم مىخواهد دوربين ذهن خود را به حركت آورد و نظام عالم را با اين دوربين مطالعه كند ، اما عارف مىخواهد با تمام وجودش حركت كند و به كُنه و حقيقت هستى برسد و مانند قطرهاى كه به دريا مىپيوندد به حقيقت بپيوندد . كمال فطرى و مترقَّب انسان از نظر حكيم در « فهميدن » است ، و كمال فطرى و مترقّب انسان از نظر عارف در « رسيدن » است . از نظر حكيم ، انسان ناقص مساوى است با انسان جاهل و از نظر عارف ، انسان ناقص مساوى است با انسان دور و مهجورمانده از اصل خويش . عارف كه كمال را در رسيدن مىداند نه در فهميدن ، براى وصول به مقصد اصلى و عرفان حقيقى عبور از يك سلسله منازل و مراحل و مقامات را لازم و ضرورى مىداند و نام آن را « سير و سلوك » مىگذارد . در كتب عرفانى دربارهء اين منازل و مقامات به تفصيل بحث شده است . براى ما ممكن نيست در اينجا - ولو بهطور مختصر - به شرح آنها بپردازيم ، ولى براى اينكه يك اشارهء اجمالى كرده باشيم به نظر مىرسد كه از همه بهتر اين است كه از نمط نهم اشارات بوعلى سينا استفاده كنيم . بوعلى فيلسوف است نه عارف ، ولى يك فيلسوف خشك نيست ؛ مخصوصاً در اواخر عمرش تمايلات عرفانى پيدا كرده و در اشارات - كه ظاهراً آخرين اثرش است - فصلى را به « مقامات العارفين » اختصاص داده است . ما ترجيح مىدهيم كه به جاى اينكه از كتب عرفا چيزى ترجمه و نقل كنيم ، خلاصهاى از اين فصل كه فوق العاده زيبا و عالى است بياوريم تعريف المُعرض عن متاع الدنيا و طيّباتها يخصّ باسم الزاهد ، و المواظب على فعل العبادات من القيام و الصيام و نحوهما يخصّ باسم العابد ، و المتصرّف بفكره الى قدس الجبروت مستديماً لشروق نور الحقّ فى سرّه يخصّ باسم العارف ، و قد يتركّب بعض هذه مع بعض . آن كه از تنعم دنيا روگردانده است « زاهد » ناميده مىشود ، آن كه بر انجام