مرتضى مطهرى
35
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
درس سوم : مايههاى عرفان اسلامى براى شناخت هر علمى توجه به تاريخ آن علم و تحولات مربوط به آن ، آشنايى با شخصيتهايى كه حامل و وارث آن علم يا مبتكر در آن علم بودهاند و همچنين آشنايى با كتب اساسى آن علم لازم و ضرورى است . ما در اين درس و درس چهارم به اين مسائل مىپردازيم . اولين مسألهاى كه اينجا بايد طرح شود اين است كه آيا عرفان اسلامى از قبيل فقه و اصول و تفسير و حديث است ، يعنى از علومى است كه مسلمين مايهها و مادههاى اصلى را از اسلام گرفتهاند و براى آنها قواعد و ضوابط و اصول كشف كردهاند ؟ و يا از قبيل طب و رياضيات است كه از خارج جهان اسلام به جهان اسلام راه يافته است و در دامن تمدن و فرهنگ اسلامى وسيلهء مسلمين رشد و تكامل يافته است ؟ و يا شقّ سومى در كار است ؟ . عرفا خود ، شقّ اول را اختيار مىكنند و به هيچ وجه حاضر نيستند شقّ ديگرى را انتخاب كنند . بعضى از مستشرقين اصرار داشته و دارند كه عرفان و انديشههاى لطيف و دقيق عرفانى همه از خارج جهان اسلام به جهان اسلام راه يافته است . گاهى براى آن ريشهء مسيحى قائل مىشوند و مىگويند افكار عارفانه نتيجهء ارتباط مسلمين با راهبان مسيحى است ، و گاهى آن را عكس العمل ايرانيها عليه اسلام و