مرتضى مطهرى
98
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مثلًا ائمه از اين دستگاه تصفيه كه قرآن است چگونه استفاده مىكردند ؟ در زمان مأمون خليفه ، يك نهضت علمى پيدا شد . مأمون مجلس مباحثه و مناظره ، زياد برقرار مىكرد و خيلى لذت مىبرد ، چون خودش اهل مطالعه و دانشمند بود و به تمام اديان و مذاهب آزادى مىداد . مباحثات امام رضا عليه السلام با اصحاب ملل و نحل در همين مجالس مأمون صورت گرفته است . مجالس زيادى مخصوصاً راجع به اهل تسنن و تشيع تشكيل مىداد . در آن كتاب كه آن شخصيت ترك به نام قاضى بهلول بهجت افندى به نام تشريح و محاكمه نوشت - كه به فارسى ترجمه شده و بسيار كتاب خوب و نفيسى است - مباحثهء بين مأمون و علماى اهل تسنن راجع به خلافت نقل شده است . اينها مجالس مناظره ميان ائمه و ديگران فراهم مىكردند . گاهى هشام بن الحكم در مجالس اينها شركت مىكرد . از جمله يك مباحثهء شيعى و سنى ميان حضرت جواد كه هنوز طفل بودند و علماى اهل تسنن برقرار شد . در آنجا آن عالم اهل تسنن در حرفهايش احاديثى در فضيلت ابوبكر و عمر روايت كرد . به حضرت عرض كرد : شما دربارهء شيخين چه مىگوييد و حال اينكه ما حديث معتبرى از پيغمبر داريم كه فرمود : ابوبَكْرٍ وَ عُمَرُ سَيِّدا كُهولِ اهْلِ الْجَنَّةِ يعنى ابوبكر و عمر دو آقاى پيرمردان اهل بهشتند . همچنين حديث ديگرى نقل كرد كه روزى جبرئيل به پيغمبر نازل شد ، از جانب خدا عرض كرد : من از ابوبكر راضى هستم ، از ابوبكر بپرس آيا او از من راضى هست يا نه ؟ حضرت جواد فرمود : ما منكر فضيلت ابوبكر نيستيم ولى يك مطلب هست و آن اين است كه همه قبول دارند كه پيغمبر در حجة الوداع فرمود : كَثُرَتْ عَلَىَّ الْكِذابَةُ دروغگويان بر من زياد شدهاند ، و معيارى در اختيار قرار داد كه هر حديث را كه از من روايت كردند اول بر قرآن عرضه بداريد ، اگر موافق قرآن بود قبول كرده والّا رد كنيد . قرآن مىگويد تمام اهل بهشت ، جوان هستند . و اما حديث ديگرى كه گفتيد ، خدا در قرآن مىفرمايد : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ « 1 » ما انسان را آفريدهايم و از تمام خطورهاى قلبى او آگاه هستيم . پس چطور مىشود خدايى كه قرآن او را اينطور معرفى مىكند ، از پيغمبر بپرسد كه من از فلان بنده راضى هستم ، تو از او
--> ( 1 ) ق / 16