مرتضى مطهرى
92
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
گفت : اين چه مرد سعادتمندى است ! خوشا به حال او ! حضرت فرمود : خير ، غبطه به حال او نخور . قصه گذشت . بعد از مدتى كه جريان خوارج پيش آمد ، اتفاقاً همان شخص خدمت حضرت بود . در ميان كشتگان عبور مىكردند . به جنازهء مردى رسيدند . حضرت به آن شخص صحابى فرمود : اين همان مردى است كه آن شب تلاوت قرآن مىكرد . عقيدهء اينها در باب امر به معروف و نهى از منكر اين بود كه تقيّه به معناى تاكتيك به كار بردن لزومى ندارد . اين منطق را كه ما داريم كه بايستى عقل را دخالت داد و فكر سود و ضرر را كرد و اگر ديدى سودش از ضررش زيادتر است اقدام كن ، خوارج مىگفتند اينجور نيست ، بايد امر به معروف و نهى از منكر بكنيم هرجور كه بشود . يك نفر تنها مىآمد در حضور يك خليفهء سفّاك مانند عبد الملك مىايستاد با علم به اينكه يك پول اثر نمىبخشد ، با علم به اينكه اين حرفى كه مىزند ممكن است باعث كشته شدنش بشود و هيچ فايدهاى هم ندارد . به او فحش مىداد و بعد هم كشته مىشد و تمام مىشد . على سبب انقراض آنها شد . بزرگترين علت انقراض آنها اين بود كه منطق را در كار خودشان بالاخص در امر به معروف و نهى از منكر دخالت نمىدادند و حال آنكه بايد منطق را دخالت داد . اولين جريان جمودى كه در دنياى اسلام پيش آمد همين جمودى است كه اينها به خرج دادند . اگر بخواهيد بفهميد جمود با دنياى اسلام چه كرده است ، همين موضوع را در نظر بگيريد كه على بن ابيطالب را چى كشت ؟ يك وقت مىگوييم على را كى كشت و يك وقت مىگوييم چى كشت ؟ اگر بگوييم على را كى كشت ؟ البته عبد الرحمن بن ملجم ، و اگر بگوييم على را چى كشت ، بايد بگوييم جمود و خشك مغزى و خشكه مقدسى . همينهايى كه آمده بودند على را بكشند ، از سر شب تا صبح عبادت مىكردند . واقعاً خيلى تأثرآور است . على به جهالت و نادانى اينها ترحم مىكرد ، تا آخر هم حقوق اينها را از بيت المال مىداد و به اينها آزادى فكرى مىداد . بالاخره توطئه چيدند كه سه نفر را از بين ببرند ، همان جريان توطئهاى كه مىدانيد . تنها كسى كه موفق شد ، عبد الرحمن بود و البته او از ديگران هم كمك گرفت . ابن ابى الحديد مىگويد : اگر مىخواهيد بفهميد كه جمود و جهالت چيست ، به اين نكته توجه كنيد كه اينها وقتى كه قرار گذاشتند اين كار را بكنند ، مخصوصاً شب