مرتضى مطهرى

485

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه اگر عقل به آن راز و رمز پى ببرد تصديقش مىكند ؛ يعنى مقررات اسلام براساس يك مجهولات و مرموزات و خارج از دسترس انديشه و فكر و عقل نيست ، براساس يك سلسله مصالح و مفاسد در زندگى بشر است كه براى عقل قابل مطالعه است . [ قاعدهء ] « كل ما حكم به الشرع حكم به العقل » مىخواهد بگويد اسلام يك دين منطقى است ؛ فرضاً فلسفهء يك حكمش الآن براى عقل روشن نيست ولى يك امر مرموزِ مربوط به عالم مجهولات هم نيست كه اصلًا به كلى ضد عقل باشد ، مثل حرفهايى كه مسيحيت در باب تثليث مىگويد كه ايمان غير از عقل است . ايمان غير از عقل نيست . حساب اينكه ايمان از عقل جداست در اسلام وجود ندارد و همين امر قدرتى به فقه اسلامى بخشيده است . ( اصول دين اسلامى كه اساساً منطقهء انحصارى عقل است ، به عكس مسيحيت كه اصول دين براى عقل منطقهء ممنوعه است . ) اين مسئله سبب شده است كه به علماى اسلام يك ميدان باز بدهد كه در مسائل ، عقل را دخالت بدهند و خود همين يكى از اسباب پيروزيهاى فقه اسلامى در ادوار گذشته است . در بسيارى از مجامع بين المللى كه روى فقه اسلامى مطالعه كرده‌اند انعطاف فقه اسلامى را خيلى ستايش كرده‌اند . انعطاف عجيبى دارد . عدم توجه اسلام به شكلهاى زندگى و توجه به روح زندگى علت دومى كه در اسلام وجود دارد [ و موجب هماهنگى با توسعه و تحول دنياست ] همان است كه در ضمن عرايضم اشاره كردم كه اسلام به صور و شكلهاى زندگى توجه ندارد ، هيچ عنايت ندارد كه شكلى از شكلهاى زندگى را تثبيت كند ، هميشه به روح زندگى توجه دارد و به همين جهت از تصادم با پيشرفتهاى زندگى پرهيز كرده چون آنچه كه علم و صنعت و تكنيك آن را پيش مىبرد صورت زندگى و ابزار زندگى است ، ساختمانها و [ قالبهاى زندگى است . مثال : ] « 1 » اگر من بخواهم پول بدهم و در ازايش چيزى بخرم كه اساساً هيچ فايده‌اى به حال من ندارد ، اسلام مىگويد اين معامله باطل است ؛ تو بايد در مقابل ، يك مال بگيرى ؛ اين كه ثروت نيست و به حال تو فايده ندارد ، يا فايده‌اى است كه تو خيال مىكنى فايده است ولى اسلام به رسميت نمىشناسد . از آن طرف فقها گفته‌اند چون اسلام استفاده از اعيان نجسه را

--> ( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ]