مرتضى مطهرى
483
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بعد ساعات متوالى مىنويسد ، فكرش هم ديگر صرف اينكه دائماً متوجه دوات و قلم باشد نمىشود . مىگفتند چون از قديم پدران ما هميشه با دوات و قلم كار مىكردند ما با خودنويس كار نمىكنيم . به قول آن شخص گفته بود : « يَترُكونَ حمارَ اللَّه وَ يَركَبونَ شمن دو فِرْ « 1 » » حمار اللَّه را رها مىكنند و سوار شمن دو فِر مىشوند ! . در مشهد - ما كه يادمان نمىآيد ولى شنيديم - اولين بارى كه در « آستانه » برق كشيدند يك كسى هياهو راه انداخت ، مردم ريختند و تمام چراغ برقها را خاموش كردند . به چه دليل ؟ مگر در متنى از متون اسلام ، در آيهاى از آيات قرآن مثلًا وارد شده يا ايها الذين آمنوا عليكم به چراغ نفتى و مبادا كه اين چراغ نفتى را از دست بدهيد ! يا ايها الذين آمنوا عليكم به اينكه هميشه الاغ سوار بشويد و غير از الاغ چيز ديگرى سوار نشويد . اينها مخلوط كردن دين با سنتهايى است كه در ميان مردم پيدا مىشود و بعد شكل تقدس پيدا مىكند . باز يادم هست كه در دهات ، تازه دبستان پيدا شده بود و يك آقايى اينجور استدلال مىكرد - البته خلط مبحث بود - و در واقع مغالطه مىكرد ، مىگفت : اى آقا ! اين حرفها چيست ، مگر مردم ديگر كه مكتبخانه مىرفتند ملا نمىشدند ؟ مگر شيخ مرتضى انصارى از راه همين « الف دو زبر ان دو زير ان دو پيش ان » ملا نشد ؟ خوب بچههاى ما هم همين جورند . او خيال كرده كه شيخ مرتضى انصارى كه شيخ مرتضى انصارى شد شرطش همين بود . شيخ مرتضى انصارى كه شيخ مرتضى انصارى شد به علل ديگرى بود ، البته اين هم مانع بزرگى در راهش نبود . براى او هم اگر يك متد درسى بهترى تعيين شده بود از آنچه هم كه شد خيلى بهتر مىشد . اين ديگر جزو اسلام نيست كه مثلًا ما نوآموز را كه مىخواهيم ياد بدهيم حتماً بايد به آن ترتيبِ الف ب و بعد الف سرگردان و از اين حرفها باشد يا به شكل ديگرى . اسلام كه روى اينجور مسائل تكيهاى نكرده است . در بخش دوم كه ما وارد مسائل اسلامى مىشويم باز فهرست وار چند مطلب را بايد عرض كنم . اسلام يك سيستم قانونگذارىِ - اگر بگويم جادويى مىترسم اهانت باشد - خيلى عجيب دارد كه به همان دليل مىتواند هميشه با پيشرفتهاى زمان هماهنگ باشد و بلكه هادى و راهنما باشد در عين اينكه با انحرافات زمان
--> ( 1 ) [ Chemindefer كلمهاى فرانسوى و به معنى قطار شهرى است . ]